oblates

[ایالات متحده]/ˈɒbleɪt/
[بریتانیا]/ˈoʊbleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد غیر متخصص متعهد به یک فرقه مذهبی؛ شخصی که به زندگی راهبی اختصاص دارد
adj. متعهد به یک فرقه مذهبی؛ صاف یا بیضی شکل؛ صاف؛ مقدس شده

عبارات و ترکیب‌ها

oblate spheroid

نارماندن

oblate shape

شکل بیضوی مسطح

oblate figure

تصویر بیضوی مسطح

oblate ellipsoid

بیضی‌گون مسطح

oblate body

بدنه بیضوی مسطح

oblate planet

سیاره بیضوی مسطح

oblate mass

جرم بیضوی مسطح

oblate form

فرم بیضوی مسطح

oblate surface

سطح بیضوی مسطح

oblate structure

ساختار بیضوی مسطح

جملات نمونه

the oblate shape of the earth is due to its rotation.

شکل کشیده زمین به دلیل چرخش آن است.

oblate spheroids are commonly studied in geometry.

فضای بیضی کشیده معمولاً در هندسه مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

the oblate structure of the object was fascinating to scientists.

ساختار کشیده جسم برای دانشمندان جذاب بود.

in physics, an oblate body has unique gravitational properties.

در فیزیک، یک جسم کشیده دارای ویژگی‌های گرانشی منحصر به فرد است.

the oblate nature of the planet affects its climate.

طبیعت کشیده سیاره بر آب و هوای آن تأثیر می‌گذارد.

many satellites are designed to orbit oblate planets.

بسیاری از ماهواره‌ها برای مداریابی سیارات کشیده طراحی شده‌اند.

mathematicians often use oblate models to simplify calculations.

دانشمندان ریاضیات اغلب از مدل‌های کشیده برای ساده‌سازی محاسبات استفاده می‌کنند.

understanding oblate shapes is crucial in engineering.

درک اشکال کشیده در مهندسی بسیار مهم است.

the oblate nature of the object was confirmed through experiments.

طبیعت کشیده جسم از طریق آزمایش‌ها تأیید شد.

researchers are exploring the impact of oblate shapes on aerodynamics.

محققان در حال بررسی تأثیر اشکال کشیده بر آیرودینامیک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید