obliques

[ایالات متحده]/əˈbliːk/
[بریتانیا]/əˈblik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متمایل یا زاویه‌دار؛ اظهارات غیرمستقیم یا طفره‌آمیز
v. متمایل کردن یا کج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

strong obliques

عبده‌های قوی

obliques workout

تمرینات عبده‌ای

target obliques

هدف قرار دادن عبده‌ها

obliques exercises

تمرینات عبده‌ای

obliques stretch

کششی برای عبده‌ها

obliques training

آموزش عبده‌ها

obliques activation

فعال‌سازی عبده‌ها

obliques strength

قدرت عبده‌ها

obliques routine

برنامه عبده‌ها

obliques focus

تمرکز بر عبده‌ها

جملات نمونه

she worked on her obliques at the gym today.

او امروز روی عضلات مورب خود در باشگاه کار کرد.

obliques are important for core stability.

عضلات مورب برای ثبات هسته بدن مهم هستند.

he felt the burn in his obliques after the workout.

او بعد از تمرین، سوزش را در عضلات مورب خود احساس کرد.

incorporating obliques exercises can improve your posture.

گنجاندن تمرینات عضلات مورب می‌تواند وضعیت بدنی شما را بهبود بخشد.

she prefers using a medicine ball for her obliques.

او ترجیح می‌دهد برای عضلات مورب خود از یک توپ دارویی استفاده کند.

strong obliques can enhance athletic performance.

عضلات مورب قوی می‌توانند عملکرد ورزشی را افزایش دهند.

he often includes twists to target his obliques.

او اغلب پیچش‌ها را برای هدف قرار دادن عضلات مورب خود شامل می‌کند.

she noticed a difference in her obliques after a month.

او بعد از یک ماه متوجه تفاوت در عضلات مورب خود شد.

yoga can help strengthen the obliques effectively.

یوگا می‌تواند به طور موثر به تقویت عضلات مورب کمک کند.

he uses resistance bands to work on his obliques.

او از کش‌های مقاومتی برای کار روی عضلات مورب خود استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید