diagonal

[ایالات متحده]/daɪ'æg(ə)n(ə)l/
[بریتانیا]/daɪ'æɡənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط راست که دو گوشه مقابل یک شکل را به هم متصل می‌کند
adj. مربوط به یا مشخصه خطوط قطری
adv. به طور قطری یا مایل

عبارات و ترکیب‌ها

diagonal line

خط مورب

diagonally across

به صورت مورب از روی

diagonal pattern

الگوی مورب

diagonal movement

حرکت مورب

diagonal matrix

ماتریس مورب

diagonal bracing

تقویت قطری

جملات نمونه

a tie with diagonal stripes.

کراوات با راه راه مورب

the bars of light made diagonals across the entrance.

نوارهای نور به صورت مورب از ورودی عبور می‌کردند.

tiles can be laid on the diagonal .

کاشی‌ها را می‌توان به صورت مورب چید.

The two diagonals of a square cross in the centre.

دو قطر مربع در مرکز با هم برخورد می‌کنند.

The book has a diagonal black stripe on the cover.

کتاب دارای یک نوار سیاه مورب روی جلد است.

Footsteps had scored a diagonal path through the snow.

قدم‌ها یک مسیر مورب را از روی برف ایجاد کرده بودند.

A 2oz/sq/yd super tough spinnaker laminate with a diagonal reinforcement grid bonded to the base fabric.

یک لمینت اسپیناکر بسیار مقاوم با وزن 2 اونس در هر متر مربع با یک شبکه تقویت مورب که به پارچه پایه متصل شده است.

نمونه‌های واقعی

Diagonal to that is a rectangle one.

در آنجا یک مستطیل مورب وجود دارد.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

To finish the frame, the spider will use diagonal threads.

برای تکمیل قاب، عنکبوت از نخ‌های مورب استفاده خواهد کرد.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

I do it on a sort of diagonal just 'cause that's how I was raised.

من این کار را به صورت مورب انجام می‌دهم، فقط به این دلیل که اینطور بزرگ شده‌ام.

منبع: Star Snack Review

The Nautilus would do long, diagonal dives that took us to every level.

ناوتيلوس شیرجه‌های طولانی و مورب انجام می‌داد که ما را به هر سطحی می‌برد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Runes are short, straight, and diagonal lines that make up an alphabet called the " futhark."

رون‌ها خطوط کوتاه، صاف و موربی هستند که الفبایی به نام "فوتارک" را تشکیل می‌دهند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Since light takes a year to travel one light-year, its path will be a 45-degree diagonal line.

از آنجایی که نور یک سال طول می‌کشد تا یک سال نوری را طی کند، مسیر آن یک خط مورب با زاویه 45 درجه خواهد بود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

A few hundreds miles South-East of the mountains stands a diagonal row of three other, evenly spaced enormous volcanos.

چند صد مایل جنوب شرقی کوه‌ها، یک ردیف مورب از سه فوران بزرگ دیگر با فاصله مساوی وجود دارد.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

Switch your parting from one side to the other, or replace the parting in the middle with a diagonal one.

قسمت خود را از یک طرف به طرف دیگر تغییر دهید یا قسمت وسط را با یک قسمت مورب جایگزین کنید.

منبع: Smart Life Encyclopedia

[Dan] Claire did not cut on a diagonal.

[دان] کلر روی یک خط مورب برش نزد.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

In 1992, the team drilled diagonal tunnels to remove 38 cubic meters of soil from under the tower's north end.

در سال 1992، تیم تونل‌های مورب حفر کرد تا 38 متر مکعب خاک را از زیر انتهای شمالی برج خارج کند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید