obliterators of memory
پاک کنندگان یاد
obliterators of history
پاک کنندگان تاریخ
obliterators of evidence
پاک کنندگان شواهد
obliterators of culture
پاک کنندگان فرهنگ
obliterators of truth
پاک کنندگان سچگویی
obliterators of hope
پاک کنندگان امید
obliterators of dreams
پاک کنندگان رویاها
obliterators of light
پاک کنندگان نور
obliterators of life
پاک کنندگان زندگی
obliterators of worlds
پاک کنندگان جهانها
archaeologists discovered ancient obliterators that could erase entire civilizations from history.
دروغشناسان ابزارهای باستانی نابودکننده کشف کردند که میتوانستند تمام تمدنها را از تاریخ پاک کنند.
scientists developed memory obliterators to help trauma patients forget painful experiences.
دانشمندان ابزارهای نابودکننده حافظه را توسعه دادند تا به بیماران مبتلا به ترما مدد کنند تا تجربیات دردناک را فراموش کنند.
the rebels used powerful data obliterators to destroy the government's digital records.
بунگردها از ابزارهای نابودکننده دادههای قدرتمند برای نابودی پروندههای دیجیتال دولت استفاده کردند.
in the sci-fi novel, cosmic obliterators threaten to consume entire galaxies.
در رمان علمی-تخیلی، نابودکنندههای کیهانی تهدید میکنند که تمام کهکشانها را ج呑ند.
the regime deployed identity obliterators to erase any trace of resistance fighters.
制度 ابزارهای نابودکننده هویت را پراکنده تا هر گونه ردی از مبارزهگران را پاک کند.
historians worry that modern technology could act as cultural obliterators.
تاریخنگاران نگران این هستند که فناوریهای مدرن میتوانند به عنوان نابودکنندههای فرهنگی عمل کنند.
the documentary explores how time acts as the ultimate obliterator of all human achievements.
مستند فیلم به این چگونگی میپردازد که زمان به عنوان نابودکننده نهایی تمام دستاوردهای انسانی عمل میکند.
corporate obliterators in the market can destroy small businesses overnight.
نابودکنندههای کorpora در بازار میتوانند در یک شب کسب و کارهای کوچک را نابود کنند.
the superhero possesses weapons that are essentially reality obliterators.
سوپرهراس اسلحههایی دارد که در واقع نابودکنندههای واقعیت هستند.
emotional trauma can feel like psychological obliterators of one's sense of self.
تکانههای عاطفی میتواند مانند نابودکنندههای روانی احساس خود فرد باشد.
the ancient civilization's legacy was nearly wiped out by cultural obliterators from invading forces.
میراث تمدن باستانی تقریباً توسط نابودکنندههای فرهنگی از نیروهای مهاجم پاک شد.
environmental changes serve as natural obliterators of species that cannot adapt.
تغییرات محیطی به عنوان نابودکنندههای طبیعی برای گونههایی که نمیتوانند سازگار شوند عمل میکنند.
the algorithm functions as content obliterators, systematically removing copyrighted material.
این الگوریتم به عنوان نابودکنندههای محتوا عمل میکند و به طور سیستماتیک محتوای مالکیت معنوی را حذف میکند.
obliterators of memory
پاک کنندگان یاد
obliterators of history
پاک کنندگان تاریخ
obliterators of evidence
پاک کنندگان شواهد
obliterators of culture
پاک کنندگان فرهنگ
obliterators of truth
پاک کنندگان سچگویی
obliterators of hope
پاک کنندگان امید
obliterators of dreams
پاک کنندگان رویاها
obliterators of light
پاک کنندگان نور
obliterators of life
پاک کنندگان زندگی
obliterators of worlds
پاک کنندگان جهانها
archaeologists discovered ancient obliterators that could erase entire civilizations from history.
دروغشناسان ابزارهای باستانی نابودکننده کشف کردند که میتوانستند تمام تمدنها را از تاریخ پاک کنند.
scientists developed memory obliterators to help trauma patients forget painful experiences.
دانشمندان ابزارهای نابودکننده حافظه را توسعه دادند تا به بیماران مبتلا به ترما مدد کنند تا تجربیات دردناک را فراموش کنند.
the rebels used powerful data obliterators to destroy the government's digital records.
بунگردها از ابزارهای نابودکننده دادههای قدرتمند برای نابودی پروندههای دیجیتال دولت استفاده کردند.
in the sci-fi novel, cosmic obliterators threaten to consume entire galaxies.
در رمان علمی-تخیلی، نابودکنندههای کیهانی تهدید میکنند که تمام کهکشانها را ج呑ند.
the regime deployed identity obliterators to erase any trace of resistance fighters.
制度 ابزارهای نابودکننده هویت را پراکنده تا هر گونه ردی از مبارزهگران را پاک کند.
historians worry that modern technology could act as cultural obliterators.
تاریخنگاران نگران این هستند که فناوریهای مدرن میتوانند به عنوان نابودکنندههای فرهنگی عمل کنند.
the documentary explores how time acts as the ultimate obliterator of all human achievements.
مستند فیلم به این چگونگی میپردازد که زمان به عنوان نابودکننده نهایی تمام دستاوردهای انسانی عمل میکند.
corporate obliterators in the market can destroy small businesses overnight.
نابودکنندههای کorpora در بازار میتوانند در یک شب کسب و کارهای کوچک را نابود کنند.
the superhero possesses weapons that are essentially reality obliterators.
سوپرهراس اسلحههایی دارد که در واقع نابودکنندههای واقعیت هستند.
emotional trauma can feel like psychological obliterators of one's sense of self.
تکانههای عاطفی میتواند مانند نابودکنندههای روانی احساس خود فرد باشد.
the ancient civilization's legacy was nearly wiped out by cultural obliterators from invading forces.
میراث تمدن باستانی تقریباً توسط نابودکنندههای فرهنگی از نیروهای مهاجم پاک شد.
environmental changes serve as natural obliterators of species that cannot adapt.
تغییرات محیطی به عنوان نابودکنندههای طبیعی برای گونههایی که نمیتوانند سازگار شوند عمل میکنند.
the algorithm functions as content obliterators, systematically removing copyrighted material.
این الگوریتم به عنوان نابودکنندههای محتوا عمل میکند و به طور سیستماتیک محتوای مالکیت معنوی را حذف میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید