gold obol
سکهی طلا
silver obol
سکهی نقره
ancient obol
اوبول باستانی
obol coin
سکهی اوبول
obol value
ارزش اوبول
obol exchange
تبادلات اوبول
obol currency
ارز اوبول
obol payment
پرداخت اوبول
obol history
تاریخچه اوبول
obol system
سیستم اوبول
she offered an obol to the temple.
او یک اوپول به معبد اهدا کرد.
he found an obol while digging in the garden.
او در حین کندن باغ، یک اوپول پیدا کرد.
the ancient obol was a symbol of payment for the dead.
اوپول باستانی نماد پرداخت برای مردگان بود.
many obols were discovered during the excavation.
در حین حفاری، بسیاری از اوپولها کشف شدند.
she collected obols as a hobby.
او جمعآوری اوپول را به عنوان یک سرگرمی انجام میداد.
in ancient greece, an obol had significant value.
در یونان باستان، یک اوپول ارزش قابل توجهی داشت.
he carefully examined the obol for markings.
او با دقت اوپول را برای علائم بررسی کرد.
the obol was used to pay the ferryman.
از اوپول برای پرداخت به راننده قایق استفاده میشد.
she placed an obol on the altar as an offering.
او به عنوان یک نذری، یک اوپول روی محراب قرار داد.
finding an obol can be quite exciting for collectors.
پیدا کردن یک اوپول میتواند برای کلکسیونرها بسیار هیجانانگیز باشد.
gold obol
سکهی طلا
silver obol
سکهی نقره
ancient obol
اوبول باستانی
obol coin
سکهی اوبول
obol value
ارزش اوبول
obol exchange
تبادلات اوبول
obol currency
ارز اوبول
obol payment
پرداخت اوبول
obol history
تاریخچه اوبول
obol system
سیستم اوبول
she offered an obol to the temple.
او یک اوپول به معبد اهدا کرد.
he found an obol while digging in the garden.
او در حین کندن باغ، یک اوپول پیدا کرد.
the ancient obol was a symbol of payment for the dead.
اوپول باستانی نماد پرداخت برای مردگان بود.
many obols were discovered during the excavation.
در حین حفاری، بسیاری از اوپولها کشف شدند.
she collected obols as a hobby.
او جمعآوری اوپول را به عنوان یک سرگرمی انجام میداد.
in ancient greece, an obol had significant value.
در یونان باستان، یک اوپول ارزش قابل توجهی داشت.
he carefully examined the obol for markings.
او با دقت اوپول را برای علائم بررسی کرد.
the obol was used to pay the ferryman.
از اوپول برای پرداخت به راننده قایق استفاده میشد.
she placed an obol on the altar as an offering.
او به عنوان یک نذری، یک اوپول روی محراب قرار داد.
finding an obol can be quite exciting for collectors.
پیدا کردن یک اوپول میتواند برای کلکسیونرها بسیار هیجانانگیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید