obsequiousnesses

[ایالات متحده]/əbˈsiː.kwɪ.əs.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/əbˈsiː.kwɪ.əs.nəs.ɪz/

ترجمه

n. تمایل بیش از حد برای خوشحال کردن یا اطاعت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

excessive obsequiousnesses

خادمی بیش از حد

obsequiousnesses abound

خادمی فراوان است

obsequiousnesses displayed

خادمی به نمایش گذاشته شد

obsequiousnesses in politics

خادمی در سیاست

obsequiousnesses of employees

خادمی کارمندان

obsequiousnesses and flattery

خادمی و چاپلوسی

obsequiousnesses towards authority

خادمی نسبت به اقتدار

obsequiousnesses among peers

خادمی در بین همسالان

obsequiousnesses in society

خادمی در جامعه

obsequiousnesses often criticized

خادمی اغلب مورد انتقاد قرار می گیرد

جملات نمونه

his obsequiousnesses often annoyed his colleagues.

خودخواهی او اغلب همکارانش را آزار می‌داد.

the manager appreciated the obsequiousnesses of his staff.

مدیر از خودخواهی کارکنانش قدردانی کرد.

her obsequiousnesses were evident during the meeting.

خودخواهی او در طول جلسه آشکار بود.

obsequiousnesses may lead to a lack of respect.

خودخواهی ممکن است منجر به فقدان احترام شود.

his obsequiousnesses were a strategy to gain favor.

خودخواهی او یک راهبرد برای جلب توجه بود.

many saw her obsequiousnesses as insincere.

بسیاری خودخواهی او را ریاکار می‌دیدند.

obsequiousnesses can sometimes backfire in professional settings.

خودخواهی گاهی اوقات در محیط‌های حرفه‌ای به ضرر فرد تمام می‌شود.

he was criticized for his obsequiousnesses towards the boss.

او به خاطر خودخواهی خود نسبت به رئیس مورد انتقاد قرار گرفت.

her obsequiousnesses were seen as a lack of confidence.

خودخواهی او به عنوان فقدان اعتماد به نفس تلقی می‌شد.

obsequiousnesses can create a toxic work environment.

خودخواهی می‌تواند یک محیط کار سمی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید