servility

[ایالات متحده]/sɜː'vɪlɪtɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انطباق یا تسلیم بیش از حد.

جملات نمونه

The Relationships between Selfishness,Meanness,Timidness and Servility——An Analysis of Tragical Character of the Characters in Shangshi

روابط بین خودخواهی، پست‌کاری، ترس و وابستگی - تحلیلی از شخصیت‌های تراژیک در شانگشی

He showed no sign of servility towards his boss.

او هیچ نشانه ای از وابستگی و مطیع بودن نسبت به رئیس خود نشان نداد.

The servant's servility towards the royal family was evident.

وابستگی و مطیع بودن خدمتکار نسبت به خانواده سلطنتی آشکار بود.

She was uncomfortable with the level of servility expected of her in that job.

او با سطح وابستگی و مطیع بودن مورد انتظار از او در آن شغل احساس ناراحتی می کرد.

The dictator demanded absolute servility from his followers.

دیکتاتور خواستار وابستگی و مطیع بودن مطلق از پیروانش بود.

The servility of the employees towards the new manager was unsettling.

وابستگی و مطیع بودن کارکنان نسبت به مدیر جدید آزاردهنده بود.

His servility towards authority figures often went unnoticed.

وابستگی و مطیع بودن او نسبت به چهره های قدرت اغلب نادیده گرفته می شد.

The culture of servility in that organization was toxic.

فرهنگ وابستگی و مطیع بودن در آن سازمان سمی بود.

She refused to show any servility towards those who did not deserve it.

او از نشان دادن هرگونه وابستگی و مطیع بودن به کسانی که لیاقت آن را نداشتند، امتناع کرد.

The politician's servility towards lobbyists raised questions about his integrity.

وابستگی و مطیع بودن سیاستمدار نسبت به لابیگران سوالاتی را در مورد یکپارچگی او مطرح کرد.

Servility is often mistaken for politeness in certain cultures.

وابستگی و مطیع بودن اغلب در برخی فرهنگ ها با ادب اشتباه گرفته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید