Perlite, obsidian and pitchstone are volcanic glass having the same compositions commonly with rhyolite as well as andesite and basalt.
پرلیت، آبسیدین و پیسچاستون شیشههای آتشفشانی با ترکیبات یکسان، معمولاً همراه با ریوولیت، آندزیت و بازالت هستند.
The ancient weapon was crafted from obsidian.
سلاح باستانی از آبسیدین ساخته شده بود.
The obsidian mirror had a smooth, reflective surface.
آینه آبسیدین سطح صاف و بازتابندهای داشت.
Archaeologists discovered obsidian tools at the excavation site.
باستانشناسان ابزارهای آبسیدین را در محل حفاری کشف کردند.
The jewelry was adorned with a shimmering obsidian gem.
جواهرات با یک سنگ آبسیدین براق تزئین شده بودند.
Legends say that obsidian can ward off negative energy.
افسانه ها می گویند که آبسیدین می تواند انرژی منفی را دور کند.
The obsidian statue depicted a mythical creature.
مجسمه آبسیدین یک موجود افسانه ای را به تصویر می کشید.
The artist used obsidian as a medium for sculpting.
هنرمند از آبسیدین به عنوان یک ماده برای مجسمه سازی استفاده کرد.
The sharp edges of obsidian make it useful for cutting.
لبه های تیز آبسیدین آن را برای برش مفید می کند.
Obsidian is formed from volcanic lava cooling rapidly.
آبسیدین از گدازه آتشفشانی که به سرعت سرد می شود تشکیل می شود.
Many cultures consider obsidian to have spiritual significance.
فرهنگ های زیادی آبسیدین را دارای اهمیت معنوی می دانند.
Perlite, obsidian and pitchstone are volcanic glass having the same compositions commonly with rhyolite as well as andesite and basalt.
پرلیت، آبسیدین و پیسچاستون شیشههای آتشفشانی با ترکیبات یکسان، معمولاً همراه با ریوولیت، آندزیت و بازالت هستند.
The ancient weapon was crafted from obsidian.
سلاح باستانی از آبسیدین ساخته شده بود.
The obsidian mirror had a smooth, reflective surface.
آینه آبسیدین سطح صاف و بازتابندهای داشت.
Archaeologists discovered obsidian tools at the excavation site.
باستانشناسان ابزارهای آبسیدین را در محل حفاری کشف کردند.
The jewelry was adorned with a shimmering obsidian gem.
جواهرات با یک سنگ آبسیدین براق تزئین شده بودند.
Legends say that obsidian can ward off negative energy.
افسانه ها می گویند که آبسیدین می تواند انرژی منفی را دور کند.
The obsidian statue depicted a mythical creature.
مجسمه آبسیدین یک موجود افسانه ای را به تصویر می کشید.
The artist used obsidian as a medium for sculpting.
هنرمند از آبسیدین به عنوان یک ماده برای مجسمه سازی استفاده کرد.
The sharp edges of obsidian make it useful for cutting.
لبه های تیز آبسیدین آن را برای برش مفید می کند.
Obsidian is formed from volcanic lava cooling rapidly.
آبسیدین از گدازه آتشفشانی که به سرعت سرد می شود تشکیل می شود.
Many cultures consider obsidian to have spiritual significance.
فرهنگ های زیادی آبسیدین را دارای اهمیت معنوی می دانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید