occasions

[ایالات متحده]/əˈkeɪʒənz/
[بریتانیا]/əˈkeɪʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.فرصت‌ها; لحظات; دلایل; نیازها

عبارات و ترکیب‌ها

special occasions

مناسبت‌های خاص

formal occasions

مناسبت‌های رسمی

happy occasions

مناسبت‌های خوشایند

rare occasions

مناسبت‌های نادر

unusual occasions

مناسبت‌های غیرمعمول

social occasions

مناسبت‌های اجتماعی

memorable occasions

مناسبت‌های به یادماندنی

celebratory occasions

مناسبت‌های جشن

significant occasions

مناسبت‌های مهم

جملات نمونه

we celebrate special occasions with family.

ما مناسبت‌های خاص را با خانواده جشن می‌گیریم.

on many occasions, she has helped me.

در بسیاری از مناسبت‌ها، به من کمک کرده است.

he dresses formally on formal occasions.

او در مناسبت‌های رسمی به طور رسمی لباس می‌پوشد.

occasions like birthdays require special planning.

مناسبت‌هایی مانند تولدها نیاز به برنامه‌ریزی ویژه دارند.

we have gatherings on various occasions.

ما در مناسبت‌های مختلف گردهم می‌آییم.

occasions for celebration are important in life.

مناسبت‌های جشن مهم هستند در زندگی.

she saves her best outfits for special occasions.

او بهترین لباس‌هایش را برای مناسبت‌های خاص نگه می‌دارد.

there are occasions when we need to be serious.

زمانی وجود دارد که ما باید جدی باشیم.

we often reminisce about past occasions.

ما اغلب به گذشته‌ها فکر می‌کنیم.

occasions for giving gifts are always appreciated.

مناسبت‌های اهدای هدیه همیشه مورد استقبال قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید