| جمع | oddjobs |
oddjob man
کارگر فصلی
oddjob worker
کارگر فصلی
oddjobbing
کار فصلی
he works as an oddjob man to support his family.
او به عنوان یک کارگر متنوع برای حمایت از خانوادهاش کار میکند.
she hired an oddjobber to help with various tasks around the house.
او یک کارگر متنوع استخدام کرد تا در انجام کارهای مختلف در اطراف خانه کمک کند.
many immigrants start by doing odd jobs before finding stable employment.
بسیاری از مهاجران ابتدا با انجام کارهای متنوع شروع میکنند قبل از یافتن کاری پایدار.
he spent the weekend doing odd jobs around the house.
او روزی که روزهای پایان هفته بود را با انجام کارهای متنوع در اطراف خانه گذراند.
the oddjob worker was reliable and efficient.
کارگر کارهای متنوع معتبر و کارآمد بود.
she makes extra money by doing odd jobs for her neighbors.
او با انجام کارهای متنوع برای همسایگانش پول اضافه میکارد.
the handyman offered oddjob services at reasonable rates.
کارگر متخصص ارائه دهنده خدمات کارهای متنوع با نرخهای معقول بود.
after losing his job, he took on any odd job that came his way.
پس از از دست دادن شغل خود، او هر کار متنوعی را که به دست میآورد پذیرفته است.
the company hired an oddjob agency to handle temporary staffing needs.
شرکت یک آژانس کارهای متنوع استخدام کرد تا نیازهای استخدام موقت را مدیریت کند.
he's been oddjobbing for years to make ends meet.
او به مدت چندین سال با انجام کارهای متنوع برای تأمین نیازهای زندگی کار میکند.
the oddjob sector provides employment opportunities for many people.
بخش کارهای متنوع فرصتهای شغلی برای بسیاری از افراد فراهم میکند.
she prefers freelance work over a traditional oddjob position.
او بهتر از یک موقعیت کاری متعارف کارهای متنوع، کارهای مستقل را ترجیح میدهد.
students often take odd jobs during summer vacation to earn pocket money.
دانشجویان اغلب در آزادی تابستانی با انجام کارهای متنوع برای کسب پول کیف پول خود کار میکنند.
the retired teacher does odd jobs at the local community center.
معلم بازنشسته در مرکز اجتماعی محلی کارهای متنوع انجام میدهد.
oddjob man
کارگر فصلی
oddjob worker
کارگر فصلی
oddjobbing
کار فصلی
he works as an oddjob man to support his family.
او به عنوان یک کارگر متنوع برای حمایت از خانوادهاش کار میکند.
she hired an oddjobber to help with various tasks around the house.
او یک کارگر متنوع استخدام کرد تا در انجام کارهای مختلف در اطراف خانه کمک کند.
many immigrants start by doing odd jobs before finding stable employment.
بسیاری از مهاجران ابتدا با انجام کارهای متنوع شروع میکنند قبل از یافتن کاری پایدار.
he spent the weekend doing odd jobs around the house.
او روزی که روزهای پایان هفته بود را با انجام کارهای متنوع در اطراف خانه گذراند.
the oddjob worker was reliable and efficient.
کارگر کارهای متنوع معتبر و کارآمد بود.
she makes extra money by doing odd jobs for her neighbors.
او با انجام کارهای متنوع برای همسایگانش پول اضافه میکارد.
the handyman offered oddjob services at reasonable rates.
کارگر متخصص ارائه دهنده خدمات کارهای متنوع با نرخهای معقول بود.
after losing his job, he took on any odd job that came his way.
پس از از دست دادن شغل خود، او هر کار متنوعی را که به دست میآورد پذیرفته است.
the company hired an oddjob agency to handle temporary staffing needs.
شرکت یک آژانس کارهای متنوع استخدام کرد تا نیازهای استخدام موقت را مدیریت کند.
he's been oddjobbing for years to make ends meet.
او به مدت چندین سال با انجام کارهای متنوع برای تأمین نیازهای زندگی کار میکند.
the oddjob sector provides employment opportunities for many people.
بخش کارهای متنوع فرصتهای شغلی برای بسیاری از افراد فراهم میکند.
she prefers freelance work over a traditional oddjob position.
او بهتر از یک موقعیت کاری متعارف کارهای متنوع، کارهای مستقل را ترجیح میدهد.
students often take odd jobs during summer vacation to earn pocket money.
دانشجویان اغلب در آزادی تابستانی با انجام کارهای متنوع برای کسب پول کیف پول خود کار میکنند.
the retired teacher does odd jobs at the local community center.
معلم بازنشسته در مرکز اجتماعی محلی کارهای متنوع انجام میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید