oddments of fabric
تکههای اضافی پارچه
oddments of wood
تکههای اضافی چوب
oddments of furniture
تکههای اضافی مبلمان
oddments of paper
تکههای اضافی کاغذ
oddments of metal
تکههای اضافی فلز
oddments of yarn
تکههای اضافی نخ
oddments of string
تکههای اضافی طناب
oddments of glass
تکههای اضافی شیشه
oddments of plastic
تکههای اضافی پلاستیک
oddments of jewelry
تکههای اضافی جواهرات
she collected oddments of fabric for her quilting project.
او تکههای نامنظم پارچه را برای پروژه گلدوزی خود جمعآوری کرد.
the shop sells oddments of furniture at discounted prices.
فروشگاه مبلمانهای نامنظم را با قیمتهای تخفیفدار میفروشد.
he found oddments of information that helped him solve the puzzle.
او تکههایی از اطلاعات را پیدا کرد که به او کمک کرد معما را حل کند.
they donated oddments of clothing to the local charity.
آنها تکههایی از لباس را به خیریه محلی اهدا کردند.
oddments of metal were scattered across the workshop floor.
تکههایی از فلز در سراسر کف کارگاه پراکنده شده بودند.
she organized her oddments into neat boxes for storage.
او تکههای خود را در جعبههای مرتب برای نگهداری سازماندهی کرد.
he picked up oddments of paper to recycle.
او تکههایی از کاغذ را برای بازیافت جمع کرد.
the artist used oddments of paint to create a unique masterpiece.
هنرمند از تکههایی از رنگ برای خلق یک شاهکار منحصر به فرد استفاده کرد.
they cleared out the garage and found oddments of old toys.
آنها گاراژ را تمیز کردند و تکههایی از اسباببازیهای قدیمی را پیدا کردند.
oddments of knowledge can be surprisingly useful in everyday life.
تکههایی از دانش میتواند به طور شگفتانگیزی در زندگی روزمره مفید باشد.
oddments of fabric
تکههای اضافی پارچه
oddments of wood
تکههای اضافی چوب
oddments of furniture
تکههای اضافی مبلمان
oddments of paper
تکههای اضافی کاغذ
oddments of metal
تکههای اضافی فلز
oddments of yarn
تکههای اضافی نخ
oddments of string
تکههای اضافی طناب
oddments of glass
تکههای اضافی شیشه
oddments of plastic
تکههای اضافی پلاستیک
oddments of jewelry
تکههای اضافی جواهرات
she collected oddments of fabric for her quilting project.
او تکههای نامنظم پارچه را برای پروژه گلدوزی خود جمعآوری کرد.
the shop sells oddments of furniture at discounted prices.
فروشگاه مبلمانهای نامنظم را با قیمتهای تخفیفدار میفروشد.
he found oddments of information that helped him solve the puzzle.
او تکههایی از اطلاعات را پیدا کرد که به او کمک کرد معما را حل کند.
they donated oddments of clothing to the local charity.
آنها تکههایی از لباس را به خیریه محلی اهدا کردند.
oddments of metal were scattered across the workshop floor.
تکههایی از فلز در سراسر کف کارگاه پراکنده شده بودند.
she organized her oddments into neat boxes for storage.
او تکههای خود را در جعبههای مرتب برای نگهداری سازماندهی کرد.
he picked up oddments of paper to recycle.
او تکههایی از کاغذ را برای بازیافت جمع کرد.
the artist used oddments of paint to create a unique masterpiece.
هنرمند از تکههایی از رنگ برای خلق یک شاهکار منحصر به فرد استفاده کرد.
they cleared out the garage and found oddments of old toys.
آنها گاراژ را تمیز کردند و تکههایی از اسباببازیهای قدیمی را پیدا کردند.
oddments of knowledge can be surprisingly useful in everyday life.
تکههایی از دانش میتواند به طور شگفتانگیزی در زندگی روزمره مفید باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید