odorant

[ایالات متحده]/ˈəʊdərənt/
[بریتانیا]/ˈoʊdərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که بوی دارد یا عطر اضافه می‌کند؛ چیزی که بوی دارد
adj. دارای بو یا عطر

عبارات و ترکیب‌ها

fragrance odorant

بوی خوشایند

natural odorant

بوی خوشایند طبیعی

synthetic odorant

بوی خوشایند مصنوعی

odorant release

آزادی نشر بو

odorant detection

تشخیص بو

odorant profile

پروفایل بو

odorant formulation

فرمولاسیون بو

odorant concentration

غلظت بو

odorant intensity

شدت بو

odorant source

منبع بو

جملات نمونه

the odorant released a pleasant fragrance in the air.

راه‌انداز، رایحه‌ای دلپذیر در هوا آزاد کرد.

some animals can detect odorants from miles away.

برخی از حیوانات می‌توانند راه‌اندازها را از مایل‌ها دور تشخیص دهند.

odorants are often used in perfumes to enhance scent.

راه‌اندازها اغلب در عطرها برای افزایش عطر استفاده می‌شوند.

the research focused on how odorants affect human behavior.

تحقیقات بر روی نحوه تأثیر راه‌اندازها بر رفتار انسان متمرکز بود.

odorants can trigger memories and emotions.

راه‌اندازها می‌توانند خاطرات و احساسات را تحریک کنند.

some plants produce odorants to attract pollinators.

برخی از گیاهان راه‌اندازها تولید می‌کنند تا گرده‌افشان‌ها را جذب کنند.

odorants play a crucial role in the food industry.

راه‌اندازها نقش مهمی در صنعت غذا ایفا می‌کنند.

scientists are studying the effects of odorants on mood.

دانشمندان در حال مطالعه بر روی تأثیرات راه‌اندازها بر خلق و خو هستند.

odorants can be used to deter pests in agriculture.

می‌توان از راه‌اندازها برای بازدارندگی آفات در کشاورزی استفاده کرد.

the packaging contained an odorant to indicate freshness.

بسته‌بندی حاوی یک راه‌انداز برای نشان دادن تازگی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید