oenas

[ایالات متحده]/ˈiːnəs/
[بریتانیا]/ˈiːnəs/

ترجمه

n. یک گونه کوچک پرندگان عقابی اروپایی (Columba oenas) با سینه‌ای رنگ گری مایل به صورت و یک لکه چشمی روی گردن، مشابه گوزن چوبی اما کوچکتر است.

جملات نمونه

the oenas tradition dates back several centuries.

سنت اوناس به چند قرن پیش بازمی‌گردد.

researchers study the oenas phenomenon closely.

پژوهشگران به طور جدی پدیده اوناس را مطالعه می‌کنند.

the oenas theory has gained significant attention.

نظریه اوناس توجه زیادی را جلب کرده است.

several cultures practice the oenas ritual annually.

چند فرهنگ مراسم اوناس را به طور سالیانه انجام می‌دهند.

scientists developed a new oenas methodology.

دانشمندان یک روش جدید برای اوناس توسعه دادند.

the ancient oenas texts were discovered recently.

متن‌های قدیمی اوناس اخیراً کشف شدند.

scholars debate the origins of oenas practices.

دانشمندان مبدأ روش‌های اوناس را مورد بحث قرار می‌دهند.

the oenas community gathered for their annual meeting.

جامعه اوناس برای جلسه سالیانه خود جمع شدند.

analyze the oenas data carefully before drawing conclusions.

قبل از اینکه نتیجه‌گیری کنید، داده‌های اوناس را با دقت تحلیل کنید.

the oenas framework provides useful guidelines.

چارچوب اوناس راهنمایی‌های مفیدی ارائه می‌دهد.

understanding oenas requires specialized knowledge.

فهم اوناس نیاز به دانش متخصصی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید