offences

[ایالات متحده]/əˈfɛnsɪz/
[بریتانیا]/əˈfɛnsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقض قوانین؛ جرایم؛ اعمال نادرست؛ تخلفات علیه اصول اخلاقی

عبارات و ترکیب‌ها

minor offences

جرایم جزئی

serious offences

جرایم جدی

criminal offences

جرایم کیفری

traffic offences

جرایم رانندگی

public offences

جرایم عمومی

sexual offences

جرایم جنسی

violent offences

جرایم خشونت‌آمیز

federal offences

جرایم فدرال

state offences

جرایم ایالتی

summary offences

جرایم خلاصه

جملات نمونه

some offences can lead to serious consequences.

برخی از جرایم می‌توانند منجر به عواقب جدی شوند.

the law categorizes offences into different levels.

قانون جرایم را در سطوح مختلف طبقه‌بندی می‌کند.

he was charged with multiple offences last year.

او سال گذشته به اتهام چندین جرم بازداشت شد.

minor offences often result in a warning.

جرایم جزئی اغلب منجر به هشدار می‌شوند.

repeat offences can lead to harsher penalties.

جرایم تکراری می‌توانند منجر به مجازات‌های شدیدتر شوند.

understanding the nature of offences is crucial for justice.

درک ماهیت جرایم برای عدالت بسیار مهم است.

many offences are preventable with proper education.

بسیاری از جرایم را می‌توان با آموزش مناسب پیشگیری کرد.

the police are investigating several reported offences.

پلیس چندین مورد جرم گزارش شده را بررسی می‌کند.

offences against property are taken very seriously.

جرایم علیه اموال بسیار جدی گرفته می‌شوند.

they are working to reduce youth offences in the community.

آنها در تلاشند تا جرایم جوانان را در جامعه کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید