officializes

[ایالات متحده]/əˈfɪʃ.əl.aɪzɪz/
[بریتانیا]/əˈfɪʃ.əl.aɪzɪz/

ترجمه

vt. رسمی کردن; شکل قانونی دادن; تحت صلاحیت دولت قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

officializes agreement

رسمی کردن توافق

officializes policy

رسمی کردن سیاست

officializes decision

رسمی کردن تصمیم

officializes status

رسمی کردن وضعیت

officializes process

رسمی کردن فرآیند

officializes partnership

رسمی کردن مشارکت

officializes event

رسمی کردن رویداد

officializes document

رسمی کردن سند

officializes role

رسمی کردن نقش

جملات نمونه

the government officializes the new policy today.

دولت امروز سیاست جدید را رسماً اعلام می‌کند.

the school officializes the graduation ceremony schedule.

مدرسه زمان برگزاری مراسم فارغ‌التحصیلی را رسماً اعلام می‌کند.

she officializes her appointment as the new manager.

او انتصاب خود را به عنوان مدیر جدید رسماً اعلام می‌کند.

the organization officializes the partnership agreement.

سازمان توافقنامه مشارکت را رسماً اعلام می‌کند.

the city officializes the plans for the new park.

شهرداری برنامه‌های پارک جدید را رسماً اعلام می‌کند.

he officializes the launch of the new product line.

او عرضه خط تولید جدید را رسماً اعلام می‌کند.

the committee officializes the results of the election.

کمیته نتایج انتخابات را رسماً اعلام می‌کند.

the university officializes the new academic program.

دانشگاه برنامه درسی جدید را رسماً اعلام می‌کند.

the board officializes the changes in leadership.

هیئت مدیره تغییرات در رهبری را رسماً اعلام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید