officiations

[ایالات متحده]/əˌfɪʃiˈeɪʃənz/
[بریتانیا]/əˌfɪʃiˈeɪʃənz/

ترجمه

n. اعمال انجام دادن یا میزبانی، به ویژه در آیین‌ها یا رویدادهای شبکه‌ای.

عبارات و ترکیب‌ها

wedding officiation

اعلام رسمی ازدواج

marriage officiation

اعلام رسمی ازدواج

church officiation

اعلام رسمی کلیسایی

ceremony officiation

اعلام رسمی مراسم

جملات نمونه

the wedding officiations were held in the grand cathedral.

گواهی‌های ازدواج در کatedرال بزرگ برگزار شد.

several officiations took place simultaneously at the city hall.

چندین گواهی‌دهی به طور هم‌زمان در ساختمان شهرداری انجام شد.

the priest performed the marriage officiations with solemnity.

پастور با جدیت گواهی‌های ازدواج را انجام داد.

officiations require proper authorization from religious authorities.

the officiations marked important milestones in their lives.

این گواهی‌دهی‌ها ایستگاه‌های مهمی در زندگی آن‌ها را نمایانگر می‌کرد.

multiple officiations were scheduled for the busy weekend.

چندین گواهی‌دهی برای هفته‌ای پر از فعالیت برنامه‌ریزی شد.

the officiations followed traditional ceremonial protocols.

گواهی‌دهی‌ها به دستورالعمل‌های سنتی مراسمی پیوسته بود.

legal officiations must be conducted by licensed officials.

گواهی‌دهی‌های قانونی باید توسط مقامات مجاز انجام شود.

the church conducted three officiations that morning.

کلیسای آن صبح سه گواهی‌دهی انجام داد.

officiations of marriage require witnesses to be present.

the annual officiations attracted hundreds of participants.

گواهی‌دهی‌های سالانه صد‌ها شرکت‌کننده را جذب کرد.

all officiations must comply with local regulations.

همه گواهی‌دهی‌ها باید با قوانین محلی مطابقت داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید