offings ahead
در حال نزدیک شدن
in the offings
در حال نزدیک شدن
offings soon
به زودی در حال نزدیک شدن
offings coming
در حال نزدیک شدن
offings near
نزدیک در حال نزدیک شدن
offings expected
منتظر در حال نزدیک شدن
offings revealed
افشا شده در حال نزدیک شدن
offings planned
برنامهریزی شده در حال نزدیک شدن
offings uncertain
نامعلوم در حال نزدیک شدن
offings predicted
پیشبینی شده در حال نزدیک شدن
there are great opportunities in the offings.
فرصتهای فوقالعادهای در انتظار وجود دارد.
new challenges are in the offings for the team.
چالشهای جدید برای تیم در انتظار است.
she sensed romance was in the offings.
او حس کرد که عشق در انتظار است.
there are changes in the offings for the company.
تغییراتی برای شرکت در انتظار است.
he believed success was in the offings.
او معتقد بود که موفقیت در انتظار است.
with hard work, good things are in the offings.
با تلاش زیاد، اتفاقات خوبی در انتظار است.
she felt adventure was in the offings.
او احساس کرد که ماجراجویی در انتظار است.
there are surprises in the offings for the audience.
غافلگیریهایی برای مخاطبان در انتظار است.
opportunities for growth are in the offings.
فرصتهایی برای رشد در انتظار است.
he could tell that change was in the offings.
او میتوانست بفهمد که تغییر در انتظار است.
offings ahead
در حال نزدیک شدن
in the offings
در حال نزدیک شدن
offings soon
به زودی در حال نزدیک شدن
offings coming
در حال نزدیک شدن
offings near
نزدیک در حال نزدیک شدن
offings expected
منتظر در حال نزدیک شدن
offings revealed
افشا شده در حال نزدیک شدن
offings planned
برنامهریزی شده در حال نزدیک شدن
offings uncertain
نامعلوم در حال نزدیک شدن
offings predicted
پیشبینی شده در حال نزدیک شدن
there are great opportunities in the offings.
فرصتهای فوقالعادهای در انتظار وجود دارد.
new challenges are in the offings for the team.
چالشهای جدید برای تیم در انتظار است.
she sensed romance was in the offings.
او حس کرد که عشق در انتظار است.
there are changes in the offings for the company.
تغییراتی برای شرکت در انتظار است.
he believed success was in the offings.
او معتقد بود که موفقیت در انتظار است.
with hard work, good things are in the offings.
با تلاش زیاد، اتفاقات خوبی در انتظار است.
she felt adventure was in the offings.
او احساس کرد که ماجراجویی در انتظار است.
there are surprises in the offings for the audience.
غافلگیریهایی برای مخاطبان در انتظار است.
opportunities for growth are in the offings.
فرصتهایی برای رشد در انتظار است.
he could tell that change was in the offings.
او میتوانست بفهمد که تغییر در انتظار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید