offings

[ایالات متحده]/ˈɒfɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɔfɪŋz/

ترجمه

n. بخش دور از دریا که قابل مشاهده است

عبارات و ترکیب‌ها

offings ahead

در حال نزدیک شدن

in the offings

در حال نزدیک شدن

offings soon

به زودی در حال نزدیک شدن

offings coming

در حال نزدیک شدن

offings near

نزدیک در حال نزدیک شدن

offings expected

منتظر در حال نزدیک شدن

offings revealed

افشا شده در حال نزدیک شدن

offings planned

برنامه‌ریزی شده در حال نزدیک شدن

offings uncertain

نامعلوم در حال نزدیک شدن

offings predicted

پیش‌بینی شده در حال نزدیک شدن

جملات نمونه

there are great opportunities in the offings.

فرصت‌های فوق‌العاده‌ای در انتظار وجود دارد.

new challenges are in the offings for the team.

چالش‌های جدید برای تیم در انتظار است.

she sensed romance was in the offings.

او حس کرد که عشق در انتظار است.

there are changes in the offings for the company.

تغییراتی برای شرکت در انتظار است.

he believed success was in the offings.

او معتقد بود که موفقیت در انتظار است.

with hard work, good things are in the offings.

با تلاش زیاد، اتفاقات خوبی در انتظار است.

she felt adventure was in the offings.

او احساس کرد که ماجراجویی در انتظار است.

there are surprises in the offings for the audience.

غافلگیری‌هایی برای مخاطبان در انتظار است.

opportunities for growth are in the offings.

فرصت‌هایی برای رشد در انتظار است.

he could tell that change was in the offings.

او می‌توانست بفهمد که تغییر در انتظار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید