offloads

[ایالات متحده]/ˈɒf.ləʊdz/
[بریتانیا]/ˈɔf.loʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کالاها را از یک وسیله نقلیه حذف یا انتقال دادن

عبارات و ترکیب‌ها

offloads tasks

تخلیه وظایف

offloads data

تخلیه داده

offloads resources

تخلیه منابع

offloads workload

تخلیه بار کاری

offloads traffic

تخلیه ترافیک

offloads memory

تخلیه حافظه

offloads processing

تخلیه پردازش

offloads services

تخلیه خدمات

offloads storage

تخلیه فضای ذخیره سازی

offloads applications

تخلیه برنامه ها

جملات نمونه

the company offloads its excess inventory to reduce costs.

شرکت موجودی اضافی خود را برای کاهش هزینه‌ها تخلیه می‌کند.

he offloads his responsibilities to his team members.

او مسئولیت‌های خود را به اعضای تیمش تخلیه می‌کند.

the cloud service offloads data storage from local servers.

سرویس ابری ذخیره داده را از سرورهای محلی تخلیه می‌کند.

she offloads her stress by practicing yoga.

او با انجام یوگا استرس خود را تخلیه می‌کند.

the app offloads processing tasks to improve performance.

برنامه وظایف پردازش را برای بهبود عملکرد تخلیه می‌کند.

the logistics company offloads transportation duties to local partners.

شرکت لجستیک وظایف حمل و نقل را به شرکای محلی تخلیه می‌کند.

they offload their creativity into various art projects.

آنها خلاقیت خود را در پروژه‌های هنری مختلف تخلیه می‌کنند.

the team offloads their ideas during brainstorming sessions.

تیم ایده‌های خود را در طول جلسات بارش فکری تخلیه می‌کند.

he offloads his old clothes to charity.

او لباس‌های قدیمی خود را به خیریه اهدا می‌کند.

the software offloads heavy computations to a remote server.

نرم‌افزار محاسبات سنگین را به یک سرور از راه دور تخلیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید