offsites

[ایالات متحده]/ˈɒfsʌɪts/
[بریتانیا]/ˈɔːfsʌɪts/

ترجمه

n. مکان‌ها یا مناطق قرارگرفته خارج از تجهیزات، مراکز یا محل‌های اصلی؛ مکان‌های دور یا خارج از محل اصلی که از نصب اصلی یا محل جدا شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

offsite meeting

جلسه خارج از محل کار

working offsite

کار خارج از محل کار

offsite retreat

جلوسه اخراج از محل کار

offsite training

آموزش خارج از محل کار

offsite event

رویداد خارج از محل کار

offsite location

محل خارج از محل کار

going offsite

رفتن خارج از محل کار

offsite work

کار خارج از محل کار

team offsites

فعالیت‌های خارج از محل کار تیم

offsite planning

برنامه‌ریزی خارج از محل کار

جملات نمونه

our marketing team held an offsites strategy session at a mountain resort.

تیم بازاریابی ما یک جلسه استراتژیک خارج از محل کار در یک کوهستان رزورت برگزار کرد.

annual offsites help employees disconnect from daily routines and recharge.

جشنواره‌های سالانه خارج از محل کار کمک می‌کنند تا کارکنان از روال‌های روزمره خود فاصله بگیرند و دوباره انرژی خود را به دست آورند.

the company organizes quarterly offsites to foster team cohesion.

شرکت به طور فصلی جلسات خارج از محل کار را برگزار می‌کند تا همکاری تیم را تقویت کند.

remote workers flew in for the annual corporate offsites.

کارکنان دور کار خود را به جلسات سالانه خارج از محل کار شرکت آوردند.

leadership retreats often involve offsites at secluded venues.

جشنواره‌های رهبری اغلب در مکان‌های دور از دسترس برگزار می‌شوند.

our offsites schedule includes workshops and outdoor activities.

برنامه جلسات خارج از محل کار ما شامل کارگاه‌ها و فعالیت‌های آب و هوا است.

the executive team planned productive offsites to discuss expansion plans.

تیم اجرایی جلسات خارج از محل کاری را برنامه‌ریزی کردند تا در مورد برنامه‌های گسترش بحث کنند.

cross-departmental offsites improve communication across the organization.

جلسات خارج از محل کار بین بخش‌ها ارتباطات در سراسر سازمان را بهبود می‌بخشد.

budget cuts forced the cancellation of several offsites this year.

کاهش بودجه باعث لغو چند جلسه خارج از محل کار در این سال شد.

team-building offsites strengthen relationships among colleagues.

جلسات خارج از محل کار برای ساختن تیم روابط بین همکاران را تقویت می‌کند.

the ceo led strategic offsites at the coastal retreat center.

سرتیم اجرایی جلسات استراتژیک خارج از محل کار را در مرکز جشنواره ساحلی رهبری کرد.

annual offsites provide opportunities for professional development.

جلسات سالانه خارج از محل کار فرصت‌هایی برای توسعه حرفه‌ای فراهم می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید