offstages performance
اجرای صحنه خارج
offstages area
فضای خارج صحنه
offstages activities
فعالیتهای خارج صحنه
offstages crew
گروه خارج صحنه
offstages space
فضای خارج صحنه
offstages setup
راهاندازی خارج صحنه
offstages rehearsal
نمایشی خارج صحنه
offstages management
مدیریت خارج صحنه
offstages equipment
تجهیزات خارج صحنه
offstages support
حمایت خارج صحنه
she often practices her lines offstage.
او اغلب خطوط خود را پشت صحنه تمرین میکند.
the actors discussed their characters offstage.
بازیگران شخصیتهای خود را پشت صحنه مورد بحث قرار دادند.
offstage, the director gives important feedback.
پشت صحنه، کارگردان بازخورد مهمی میدهد.
they share jokes offstage to relieve tension.
آنها برای رفع تنش، شوخیهایی را پشت صحنه با هم به اشتراک میگذارند.
her performance was flawless, both on and offstage.
اجرای او هم روی صحنه و هم پشت صحنه بینقص بود.
offstage, he is very different from his character.
پشت صحنه، او بسیار با شخصیتش متفاوت است.
the crew works hard offstage to ensure everything runs smoothly.
گروه فیلمبرداری سخت تلاش میکند تا پشت صحنه همه چیز به خوبی پیش برود.
she often gives motivational speeches offstage.
او اغلب پشت صحنه سخنرانیهای انگیزشی میدهد.
they have a close bond offstage as well.
آنها همچنین پشت صحنه پیوند نزدیکی دارند.
the offstage drama can be just as intense as onstage.
درام پشت صحنه میتواند به اندازه صحنه به همان اندازه شدید باشد.
offstages performance
اجرای صحنه خارج
offstages area
فضای خارج صحنه
offstages activities
فعالیتهای خارج صحنه
offstages crew
گروه خارج صحنه
offstages space
فضای خارج صحنه
offstages setup
راهاندازی خارج صحنه
offstages rehearsal
نمایشی خارج صحنه
offstages management
مدیریت خارج صحنه
offstages equipment
تجهیزات خارج صحنه
offstages support
حمایت خارج صحنه
she often practices her lines offstage.
او اغلب خطوط خود را پشت صحنه تمرین میکند.
the actors discussed their characters offstage.
بازیگران شخصیتهای خود را پشت صحنه مورد بحث قرار دادند.
offstage, the director gives important feedback.
پشت صحنه، کارگردان بازخورد مهمی میدهد.
they share jokes offstage to relieve tension.
آنها برای رفع تنش، شوخیهایی را پشت صحنه با هم به اشتراک میگذارند.
her performance was flawless, both on and offstage.
اجرای او هم روی صحنه و هم پشت صحنه بینقص بود.
offstage, he is very different from his character.
پشت صحنه، او بسیار با شخصیتش متفاوت است.
the crew works hard offstage to ensure everything runs smoothly.
گروه فیلمبرداری سخت تلاش میکند تا پشت صحنه همه چیز به خوبی پیش برود.
she often gives motivational speeches offstage.
او اغلب پشت صحنه سخنرانیهای انگیزشی میدهد.
they have a close bond offstage as well.
آنها همچنین پشت صحنه پیوند نزدیکی دارند.
the offstage drama can be just as intense as onstage.
درام پشت صحنه میتواند به اندازه صحنه به همان اندازه شدید باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید