offstages

[ایالات متحده]/ɔf'steidʒ; 'ɔ:-/
[بریتانیا]/ɔf'steɪdʒ; 'ɔ:-/

ترجمه

adv. در ناحیه پشت صحنه; در زندگی خصوصی
adj. مربوط به ناحیه خارج از صحنه; مربوط به فعالیت‌های خارج از صحنه

عبارات و ترکیب‌ها

offstages performance

اجرای صحنه خارج

offstages area

فضای خارج صحنه

offstages activities

فعالیت‌های خارج صحنه

offstages crew

گروه خارج صحنه

offstages space

فضای خارج صحنه

offstages setup

راه‌اندازی خارج صحنه

offstages rehearsal

نمایشی خارج صحنه

offstages management

مدیریت خارج صحنه

offstages equipment

تجهیزات خارج صحنه

offstages support

حمایت خارج صحنه

جملات نمونه

she often practices her lines offstage.

او اغلب خطوط خود را پشت صحنه تمرین می‌کند.

the actors discussed their characters offstage.

بازیگران شخصیت‌های خود را پشت صحنه مورد بحث قرار دادند.

offstage, the director gives important feedback.

پشت صحنه، کارگردان بازخورد مهمی می‌دهد.

they share jokes offstage to relieve tension.

آنها برای رفع تنش، شوخی‌هایی را پشت صحنه با هم به اشتراک می‌گذارند.

her performance was flawless, both on and offstage.

اجرای او هم روی صحنه و هم پشت صحنه بی‌نقص بود.

offstage, he is very different from his character.

پشت صحنه، او بسیار با شخصیتش متفاوت است.

the crew works hard offstage to ensure everything runs smoothly.

گروه فیلمبرداری سخت تلاش می‌کند تا پشت صحنه همه چیز به خوبی پیش برود.

she often gives motivational speeches offstage.

او اغلب پشت صحنه سخنرانی‌های انگیزشی می‌دهد.

they have a close bond offstage as well.

آنها همچنین پشت صحنه پیوند نزدیکی دارند.

the offstage drama can be just as intense as onstage.

درام پشت صحنه می‌تواند به اندازه صحنه به همان اندازه شدید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید