ogling girls
نگاه کردن به دختران
ogling men
نگاه کردن به مردان
ogling objects
نگاه کردن به اشیاء
ogling strangers
نگاه کردن به غریبه ها
ogling passersby
نگاه کردن به رهگذران
ogling the view
نگاه کردن به منظره
ogling at fashion
نگاه کردن به مد
ogling celebrities
نگاه کردن به مشاهیر
ogling at cars
نگاه کردن به ماشین ها
ogling the crowd
نگاه کردن به جمعیت
he was ogling the beautiful paintings in the gallery.
او در حال نگاه کردن خیره سر به نقاشیهای زیبا در گالری بود.
she caught him ogling her from across the room.
او دید که او از آن طرف اتاق به او خیره شده است.
the dog was ogling the food on the table.
سگ به دنبال غذا روی میز بود.
he couldn't help ogling the stunning model on the runway.
او نتوانست جلوی نگاه خیره سر خود به مدل خیره کننده روی نمایشگاه را بگیرد.
they were ogling the latest gadgets at the tech fair.
آنها در حال نگاه کردن خیره سر به آخرین گجت ها در نمایشگاه فناوری بودند.
she noticed him ogling her new dress.
او متوجه شد که او به لباس جدیدش خیره شده است.
he was ogling the cars in the showroom.
او در حال نگاه کردن خیره سر به ماشین ها در نمایشگاه بود.
the kids were ogling the ice cream truck.
بچه ها به دنبال وانت بستنی بودند.
she felt uncomfortable with all the ogling at the party.
او با تمام نگاه های خیره سر در مهمانی احساس ناراحتی کرد.
he spent the afternoon ogling the wildlife in the park.
او بعد از ظهر را به تماشای حیات وحش در پارک گذراند.
ogling girls
نگاه کردن به دختران
ogling men
نگاه کردن به مردان
ogling objects
نگاه کردن به اشیاء
ogling strangers
نگاه کردن به غریبه ها
ogling passersby
نگاه کردن به رهگذران
ogling the view
نگاه کردن به منظره
ogling at fashion
نگاه کردن به مد
ogling celebrities
نگاه کردن به مشاهیر
ogling at cars
نگاه کردن به ماشین ها
ogling the crowd
نگاه کردن به جمعیت
he was ogling the beautiful paintings in the gallery.
او در حال نگاه کردن خیره سر به نقاشیهای زیبا در گالری بود.
she caught him ogling her from across the room.
او دید که او از آن طرف اتاق به او خیره شده است.
the dog was ogling the food on the table.
سگ به دنبال غذا روی میز بود.
he couldn't help ogling the stunning model on the runway.
او نتوانست جلوی نگاه خیره سر خود به مدل خیره کننده روی نمایشگاه را بگیرد.
they were ogling the latest gadgets at the tech fair.
آنها در حال نگاه کردن خیره سر به آخرین گجت ها در نمایشگاه فناوری بودند.
she noticed him ogling her new dress.
او متوجه شد که او به لباس جدیدش خیره شده است.
he was ogling the cars in the showroom.
او در حال نگاه کردن خیره سر به ماشین ها در نمایشگاه بود.
the kids were ogling the ice cream truck.
بچه ها به دنبال وانت بستنی بودند.
she felt uncomfortable with all the ogling at the party.
او با تمام نگاه های خیره سر در مهمانی احساس ناراحتی کرد.
he spent the afternoon ogling the wildlife in the park.
او بعد از ظهر را به تماشای حیات وحش در پارک گذراند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید