wear oilskins
پوشیدن لباس ضد آب
oilskins jacket
ژاکت ضد آب
oilskins pants
شلوار ضد آب
heavy oilskins
لباس ضد آب سنگین
new oilskins
لباس ضد آب جدید
bright oilskins
لباس ضد آب براق
old oilskins
لباس ضد آب قدیمی
buy oilskins
خریدن لباس ضد آب
repair oilskins
تعمیر لباس ضد آب
store oilskins
ذخیره لباس ضد آب
he wore his oilskins to protect himself from the rain.
او برای محافظت از خود در برابر باران، از لباس ضد آب خود استفاده کرد.
the fishermen always keep their oilskins handy.
ماهیگیران همیشه لباس ضد آب خود را در دسترس دارند.
she bought a new pair of oilskins for the sailing trip.
او یک جفت لباس ضد آب جدید برای سفر قایقسواری خرید.
oilskins are essential gear for any marine adventure.
لباس ضد آب، تجهیزات ضروری برای هر ماجراجویی دریایی است.
he noticed a tear in his oilskins after the storm.
او متوجه پارگی در لباس ضد آب خود پس از طوفان شد.
wearing oilskins made the wet conditions more bearable.
استفاده از لباس ضد آب، شرایط خیس را قابل تحمل تر کرد.
the oilskins kept him dry during the downpour.
لباس ضد آب او را در طول باران خشک نگه داشت.
she packed her oilskins before heading out to sea.
او قبل از رفتن به دریا، لباس ضد آب خود را بستهبندی کرد.
he found his old oilskins in the attic.
او لباس ضد آب قدیمی خود را در زیرزمین پیدا کرد.
oilskins are often made from waterproof materials.
لباس ضد آب اغلب از مواد ضد آب ساخته می شود.
wear oilskins
پوشیدن لباس ضد آب
oilskins jacket
ژاکت ضد آب
oilskins pants
شلوار ضد آب
heavy oilskins
لباس ضد آب سنگین
new oilskins
لباس ضد آب جدید
bright oilskins
لباس ضد آب براق
old oilskins
لباس ضد آب قدیمی
buy oilskins
خریدن لباس ضد آب
repair oilskins
تعمیر لباس ضد آب
store oilskins
ذخیره لباس ضد آب
he wore his oilskins to protect himself from the rain.
او برای محافظت از خود در برابر باران، از لباس ضد آب خود استفاده کرد.
the fishermen always keep their oilskins handy.
ماهیگیران همیشه لباس ضد آب خود را در دسترس دارند.
she bought a new pair of oilskins for the sailing trip.
او یک جفت لباس ضد آب جدید برای سفر قایقسواری خرید.
oilskins are essential gear for any marine adventure.
لباس ضد آب، تجهیزات ضروری برای هر ماجراجویی دریایی است.
he noticed a tear in his oilskins after the storm.
او متوجه پارگی در لباس ضد آب خود پس از طوفان شد.
wearing oilskins made the wet conditions more bearable.
استفاده از لباس ضد آب، شرایط خیس را قابل تحمل تر کرد.
the oilskins kept him dry during the downpour.
لباس ضد آب او را در طول باران خشک نگه داشت.
she packed her oilskins before heading out to sea.
او قبل از رفتن به دریا، لباس ضد آب خود را بستهبندی کرد.
he found his old oilskins in the attic.
او لباس ضد آب قدیمی خود را در زیرزمین پیدا کرد.
oilskins are often made from waterproof materials.
لباس ضد آب اغلب از مواد ضد آب ساخته می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید