jacket

[ایالات متحده]/'dʒækɪt/
[بریتانیا]/'dʒækɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کت کوتاه؛ کت کوتاه
vt. کسی را در یک ژاکت بپوشاند؛ چیزی را با یک لایه بیرونی محافظ بپوشاند

عبارات و ترکیب‌ها

leather jacket

ژاکت چرمی

winter jacket

ژاکت زمستانی

bomber jacket

ژاکت بمبر

denim jacket

ژاکت جین

puffer jacket

ژاکت پف‌دار

rain jacket

ژاکت ضد باران

hooded jacket

کاپشن هوددار

water jacket

ژاکت آبی

down jacket

ژاکت پشمی

life jacket

جلیقه نجات

cooling jacket

ژاکت خنک‌کننده

yellow jacket

ژاکت زرد

dust jacket

جلد کتاب

heating jacket

ژاکت گرمایشی

dinner jacket

کت و شلوار رسمی

sports jacket

ژاکت ورزشی

waterproof jacket

ژاکت ضد آب

cooling water jacket

ژاکت خنک‌کننده آبی

cable jacket

روکش کابل

جملات نمونه

a jacket with a badge on the lapel

ژاکتی با نشان روی لاله

The jacket was a snug fit.

این ژاکت اندازه مناسبی بود.

a jacket with a tight fit.

یک ژاکت با اندازه تنگ.

the jacket was pure wool.

ژاکت کاملاً از پشم بود.

a jacket with a high waist.

یک ژاکت با کمر بلند.

Their jackets are identical.

ژاکت‌های آنها یکسان است.

It's in my jacket pocket.

در جیب ژاکتم است.

the jacket belts at the waist.

کمربند ژاکت در کمر قرار دارد.

his jacket was soaking.

ژاکتش خیس بود.

The jacket doesn't fit right.

این ژاکت اندازه مناسبی ندارد.

Your jacket's a duplicate of mine.

جاکت شما یک کپی از جاکت من است.

The men languidly put on their jackets.

مردان به آرامی ژاکت‌های خود را پوشیدند.

a jacket made from woollen cloth

یک ژاکت که از پارچه پشمی ساخته شده است.

the jacket kept me warm and dry.

ژاکت مرا گرم و خشک نگه داشت.

the jacket was meant for a much larger person.

ژاکت برای یک فرد بسیار بزرگتر طراحی شده بود.

a jacket with padded shoulders.

یک ژاکت با شانه‌های پددار.

The jacket had a patterned lining.

ژاکت دارای آستر طرح‌دار بود.

mouton jackets; a mouton hat.

ژاکت‌های موتون؛ یک کلاه موتون.

bind the cuffs of a jacket with leather

سرآستین ژاکت را با چرم ببندید.

نمونه‌های واقعی

Not all heroes wear capes, for example, sometimes they wear blue Eleme jackets.

بعضی از قهرمانان لباس نمی‌پوشند، به عنوان مثال، گاهی اوقات ژاکت‌های آبی Eleme می‌پوشند.

منبع: 2018 Highlights of Graduation Speeches

It's chilly, so you should wear a jacket.

هوا سرده، پس بهتره یک ژاکت بپوشید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

I got the jacket of the character.

من ژاکت شخصیت را گرفتم.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

One attacker was wearing a suicide jacket.

یکی از مهاجمان یک ژاکت انتحاری به تن داشت.

منبع: CCTV Observations

When did you buy an army jacket?

چه زمانی یک ژاکت ارتش خریدید؟

منبع: Modern Family - Season 07

What, is that your potato mashing jacket?

چیه، اون ژاکت له کردن سیب زمینی شماست؟

منبع: Our Day This Season 1

I just finished reading the dust jacket.

من همین الان خواندن جلد کتاب را تمام کردم.

منبع: A Charlie Brown New Year Special

A. You definitely have to bring your jacket.

آ. شما حتما باید ژاکت خود را بیاورید.

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

You have life jackets? Yes, they do.

جلیقه نجات دارید؟ بله، دارند.

منبع: Dunkirk Selection

I put them in the pocket of my sports jacket.

من آنها را در جیب ژاکت ورزشی خودم گذاشتم.

منبع: Travel Across America

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید