oilstoves

[ایالات متحده]/ˈɔɪlstəʊv/
[بریتانیا]/ˈɔɪlstoʊv/

ترجمه

n. یک اجاق که برای سوخت از روغن استفاده می‌کند؛ یک بخاری یا وسیله پخت و پز که با روغن می‌سوزد

عبارات و ترکیب‌ها

oilstove cooking

پخت و پز با اجاق روغنی

oilstove maintenance

نگهداری از اجاق روغنی

oilstove safety

ایمنی اجاق روغنی

oilstove fuel

سوخت اجاق روغنی

oilstove installation

نصب اجاق روغنی

oilstove efficiency

راندمان اجاق روغنی

oilstove cleaning

تمیز کردن اجاق روغنی

oilstove temperature

دمای اجاق روغنی

oilstove design

طراحی اجاق روغنی

oilstove parts

قطعات اجاق روغنی

جملات نمونه

the oilstove is perfect for cooking in the winter.

اجاق گاز نفتی برای پخت و پز در زمستان عالی است.

make sure to turn off the oilstove after use.

مطمئن شوید که پس از استفاده اجاق گاز نفتی را خاموش کنید.

we relied on the oilstove during the power outage.

ما در هنگام قطع برق به اجاق گاز نفتی متکی بودیم.

the oilstove heats up quickly, saving time.

اجاق گاز نفتی به سرعت گرم می شود و در زمان صرفه جویی می کند.

she prefers cooking on an oilstove to using an electric one.

او ترجیح می دهد روی اجاق گاز نفتی آشپزی کند تا از یک اجاق برقی استفاده کند.

always keep the area around the oilstove clear.

همیشه ناحیه اطراف اجاق گاز نفتی را پاک نگه دارید.

the oilstove requires regular maintenance for safety.

برای ایمنی، اجاق گاز نفتی نیاز به نگهداری منظم دارد.

we cooked a delicious meal on the oilstove last night.

ما شب گذشته یک غذای خوشمزه روی اجاق گاز نفتی پختیم.

using an oilstove can enhance the flavor of the food.

استفاده از اجاق گاز نفتی می تواند طعم غذا را افزایش دهد.

the oilstove is a great addition to our camping gear.

اجاق گاز نفتی یک مکمل عالی برای وسایل کمپینگ ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید