okayed

[ایالات متحده]/əʊˈkeɪd/
[بریتانیا]/oʊˈkeɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. موافقت کردن یا تأیید چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

okayed proposal

پیشنهاد تأیید شد

okayed project

پروژه تأیید شد

okayed budget

بودجه تأیید شد

okayed plan

برنامه تأیید شد

okayed request

درخواست تأیید شد

okayed changes

تغییرات تأیید شد

okayed expenses

هزینه ها تأیید شد

okayed timeline

جدول زمانی تأیید شد

okayed design

طراحی تأیید شد

okayed contract

قرارداد تأیید شد

جملات نمونه

the manager okayed the new project proposal.

مدیر پیشنهاد پروژه جدید را تأیید کرد.

she was relieved when her request was okayed.

او از تأیید درخواستش آسوده خاطر شد.

the committee okayed the funding for the research.

کمیته بودجه تحقیقات را تأیید کرد.

they finally okayed the changes to the schedule.

آنها در نهایت تغییرات در برنامه را تأیید کردند.

after discussion, the board okayed the merger.

پس از بحث، هیئت مدیره ادغام را تأیید کرد.

he felt proud when his design was okayed.

وقتی طرح او تأیید شد، او احساس غرور کرد.

the teacher okayed the field trip to the museum.

معلم سفر به موزه را تأیید کرد.

we need to get the budget okayed before proceeding.

ما باید قبل از ادامه دادن بودجه را تأیید کنیم.

the client okayed the final draft of the contract.

مشتری پیش‌نویس نهایی قرارداد را تأیید کرد.

after reviewing, she okayed the advertisement design.

پس از بررسی، او طرح تبلیغاتی را تأیید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید