the artist decided to oken the canvas with bold strokes.
هنرمند تصمیم گرفت با ضربات جسورانه کانوس را پر کند.
she received many okens of appreciation for her groundbreaking work.
او برای کار خود که نوآوری بود، بسیاری از این اعترافات را دریافت کرد.
the ancient symbol was carefully oken into the stone tablet centuries ago.
این نماد باستانی قرنها پیش به دقت روی جدول سنگی حکاکی شد.
his paintings contain subtle okens of hope and human resilience.
نقاشیهای او اشارات ظریفی از امید و مقاومت انسانی را در خود دارد.
the museum displays remarkable okens from medieval european civilizations.
موزه اشیاء برجستهای از تمدنهای اروپایی میانه را نمایش میدهد.
archaeologists discovered mysterious okens carved into the remote cliff face.
مردم شناسایی باستانی نشانههای غمگینی را که روی چشمانداز کوههای دور حکاکی شده بودند، کشف کردند.
the ceremonial staff served as a powerful oken of tribal leadership.
تکههای آیینی به عنوان یک نشانه قدرتمندی از رهبری قبلهای خدمت میکردند.
scholars spend lifetimes studying the okens left by ancient peoples.
دانشمندان زمانهای طولانی را صرف مطالعه نشانههایی که توسط مردم باستان باقی گذاشته شدهاند، میکنند.
each oken discovered in the ruins tells a story of forgotten civilizations.
هر نشانهای که در این باقیماندهها کشف شد، داستانی از تمدنهای فراموش شده را روایت میکند.
the stone carvings were considered sacred okens of divine protection.
حکاکیهای سنگی به عنوان نشانههای مقدسی از حفاظت الهی در نظر گرفته میشدند.
primitive tribes believed okens held mystical powers over nature.
قبلههای ابتدایی باور داشتند که این نشانهها قدرتهای خمیرهای بر طبیعت دارند.
the master craftsman would oken his finest creations with a personal signature.
تکههای ماهرانهای که از آثار برجستهاش حکاکی میکرد، با امضای شخصی خود نشانهگذاری میشد.
linguists carefully documented each unique oken found in the ancient text.
زبانشناسان هر نشانهای که در متن باستانی یافت شد را با دقت ثبت میکردند.
elders preserved sacred okens through oral traditions for countless generations.
بزرگترینها نشانههای مقدس را از طریق سنتهای شفاهی برای نسلهای بیشمار حفظ کردند.
the mysterious markings were interpreted as okens of communication between realms.
این نشانههای مرموز به عنوان نشانههای ارتباط بین دنیاها تفسیر شدند.
the artist decided to oken the canvas with bold strokes.
هنرمند تصمیم گرفت با ضربات جسورانه کانوس را پر کند.
she received many okens of appreciation for her groundbreaking work.
او برای کار خود که نوآوری بود، بسیاری از این اعترافات را دریافت کرد.
the ancient symbol was carefully oken into the stone tablet centuries ago.
این نماد باستانی قرنها پیش به دقت روی جدول سنگی حکاکی شد.
his paintings contain subtle okens of hope and human resilience.
نقاشیهای او اشارات ظریفی از امید و مقاومت انسانی را در خود دارد.
the museum displays remarkable okens from medieval european civilizations.
موزه اشیاء برجستهای از تمدنهای اروپایی میانه را نمایش میدهد.
archaeologists discovered mysterious okens carved into the remote cliff face.
مردم شناسایی باستانی نشانههای غمگینی را که روی چشمانداز کوههای دور حکاکی شده بودند، کشف کردند.
the ceremonial staff served as a powerful oken of tribal leadership.
تکههای آیینی به عنوان یک نشانه قدرتمندی از رهبری قبلهای خدمت میکردند.
scholars spend lifetimes studying the okens left by ancient peoples.
دانشمندان زمانهای طولانی را صرف مطالعه نشانههایی که توسط مردم باستان باقی گذاشته شدهاند، میکنند.
each oken discovered in the ruins tells a story of forgotten civilizations.
هر نشانهای که در این باقیماندهها کشف شد، داستانی از تمدنهای فراموش شده را روایت میکند.
the stone carvings were considered sacred okens of divine protection.
حکاکیهای سنگی به عنوان نشانههای مقدسی از حفاظت الهی در نظر گرفته میشدند.
primitive tribes believed okens held mystical powers over nature.
قبلههای ابتدایی باور داشتند که این نشانهها قدرتهای خمیرهای بر طبیعت دارند.
the master craftsman would oken his finest creations with a personal signature.
تکههای ماهرانهای که از آثار برجستهاش حکاکی میکرد، با امضای شخصی خود نشانهگذاری میشد.
linguists carefully documented each unique oken found in the ancient text.
زبانشناسان هر نشانهای که در متن باستانی یافت شد را با دقت ثبت میکردند.
elders preserved sacred okens through oral traditions for countless generations.
بزرگترینها نشانههای مقدس را از طریق سنتهای شفاهی برای نسلهای بیشمار حفظ کردند.
the mysterious markings were interpreted as okens of communication between realms.
این نشانههای مرموز به عنوان نشانههای ارتباط بین دنیاها تفسیر شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید