okras

[ایالات متحده]/'ɒkrə/
[بریتانیا]/'okrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی گلدار که برای غلاف‌های دانه سبز خوراکی‌اش کشت می‌شود؛ غلاف‌های دانه سبز خوراکی گیاه بامیه

عبارات و ترکیب‌ها

cooked okra

باقلا پخته

fried okra

باقلا سرخ شده

pickled okra

باقلا ترشی شده

okra gumbo

گامبو با باقلا

sautéed okra

باقلا تفت داده شده

جملات نمونه

I like to stir-fry okra with garlic and soy sauce.

من دوست دارم با سیر و سس سویا، بادمجان سرخ کنم.

Okra is a popular vegetable in Southern cuisine.

بادمجان یک سبزیجات محبوب در آشپزی جنوبی است.

Some people find the texture of okra slimy.

برخی افراد بافت بادمجان را لزج می دانند.

Okra is also known as lady's fingers.

بادمجان همچنین به نام انگشتان خانم شناخته می شود.

You can add okra to gumbo for a delicious flavor.

می توانید بادمجان را به گامبو اضافه کنید تا طعم خوشمزه ای داشته باشد.

Okra is a good source of dietary fiber.

بادمجان منبع خوبی از فیبر غذایی است.

Fried okra is a popular side dish in the Southern United States.

بادمجان سرخ یک غذای جانبی محبوب در جنوب ایالات متحده است.

Many people enjoy pickled okra as a snack.

بسیاری از مردم از بادمجان ترشی شده به عنوان میان وعده لذت می برند.

Okra plants produce beautiful yellow flowers.

گیاهان بادمجان گل های زرد زیبایی تولید می کنند.

In some cultures, okra is believed to have medicinal properties.

در برخی فرهنگ ها، اعتقاد بر این است که بادمجان خواص دارویی دارد.

نمونه‌های واقعی

We have more than five types of okras.

ما بیش از پنج نوع بادمجان داریم.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2020

You can pickle whole vegetables, like green beans or okra.

شما می توانید سبزیجات کامل مانند لوبیا سبز یا بادمجان را ترشی کنید.

منبع: VOA Special September 2019 Collection

The fresh tuna, the okra, the tofu just brings it all together.

ماهی تن تازه، بادمجان، توفو همه چیز را کنار هم می آورد.

منبع: Gourmet Base

So this was half vegetable oil, half sesame oil, okra, the stems and stalks.

بنابراین این نصف روغن سبزیجات، نصف روغن کنجد، بادمجان، ساقه ها و ساق ها بود.

منبع: Gourmet Base

Fried fish with a vibrant dressing and stir-fried kow choy with bean sprout and okra.

ماهی سرخ شده با سس زنده و کو چوی تفت داده شده با جوانه لوبیا و بادمجان.

منبع: Gourmet Base

AZUZ (voice-over): Ten-second trivia: What do tomatoes, jalapenos, eggplants and okra all have in common?

آزوز (صدای خارج از صحنه): سرگرمی ده ثانیه ای: چه چیزی بین گوجه فرنگی ها، خاله ها، بادنجان ها و بادمجان مشترک است؟

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2020

My least favorite three were the okra, the broccoli, and the crunchy curls.

سه مورد از موارد مورد علاقه من که کمتر دوست داشتم، بادمجان، گل کلم و چروک های ترد بودند.

منبع: Buzzfeed Women's Fashion Talk

Okay, and this is okra with tomato sauce.

باشه، این بادمجان با سس گوجه فرنگیشه.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

I couldn't even finish them. - Crispy crunchy okra!

حتی نتوانستم آنها را تمام کنم. - بادمجان ترد و ترد!

منبع: Buzzfeed Women's Fashion Talk

Isaac is gonna grill and I'll make my fried okra.

ایساک قراره کباب کنه و من بادمجان سرخ شده خودم رو درست کنم.

منبع: S03

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید