omelets

[ایالات متحده]/ˈɒmlɪts/
[بریتانیا]/ˈɑːmlɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذا که از تخم‌مرغ‌های زده شده تهیه می‌شود و در تابه سرخ‌کردنی پخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

cheese omelets

املت پنیر

vegetable omelets

املت سبزیجات

fluffy omelets

املت پف دار

herb omelets

املت گیاهی

spicy omelets

املت تند

egg white omelets

املت سفیده تخم مرغ

classic omelets

املت کلاسیک

breakfast omelets

املت صبحانه

savory omelets

املت خوش طعم

gourmet omelets

املت گوروته

جملات نمونه

i love making cheese omelets for breakfast.

من عاشق درست کردن املت پنیر برای صبحانه هستم.

she ordered two spinach omelets at the café.

او دو املت اسفناج در کافه سفارش داد.

omelets are a great source of protein.

املت یک منبع عالی پروتئین است.

he prefers his omelets with mushrooms and onions.

او ترجیح می‌دهد املت خود را با قارچ و پیاز بخورد.

we had delicious omelets at the brunch yesterday.

ما دیروز در صبحانه املت‌های خوشمزه ای داشتیم.

omelets can be customized with various fillings.

املت را می‌توان با مواد مختلف سفارشی کرد.

she taught me how to flip an omelet perfectly.

او به من یاد داد که چگونه یک املت را به طور کامل برگردانم.

they served omelets with a side of toast.

آنها املت را با یک تکه نان تست سرو کردند.

omelets are easy to prepare and very filling.

املت تهیه آن آسان و بسیار سیر کننده است.

for dinner, i made a vegetable omelet.

برای شام، من یک املت سبزیجات درست کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید