onomastic

[ایالات متحده]/ˌɒnəʊˈmæstɪk/
[بریتانیا]/ˌɑːnəˈmæstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نام‌ها؛ مربوط به مطالعه نام‌های خاص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

onomastic studies

مطالعات اسماندسی

onomastic analysis

تحلیل اسماندسی

onomastic significance

اهمیت اسماندسی

onomastic tradition

سنّت اسماندسی

onomastic research

تحقیقات اسماندسی

onomastic identity

هویت اسماندسی

onomastic theory

نظریه اسماندسی

onomastic history

تاریخ اسماندسی

onomastic culture

فرهنگ اسماندسی

onomastic practice

عمل اسماندسی

جملات نمونه

his research focuses on onomastic studies.

تحقیقات او بر روی مطالعات اسمانتیک متمرکز است.

onomastic analysis can reveal cultural insights.

تجزیه و تحلیل اسمانتیک می‌تواند بینش‌های فرهنگی را آشکار کند.

she wrote a book about onomastic traditions.

او کتابی در مورد سنت‌های اسمانتیک نوشت.

the onomastic significance of names is often overlooked.

اهمیت اسمانتیک نام‌ها اغلب نادیده گرفته می‌شود.

onomastic research can help trace family histories.

تحقیقات اسمانتیک می‌تواند به ردیابی تاریخچه خانواده‌ها کمک کند.

he is an expert in onomastic linguistics.

او یک متخصص در زبان‌شناسی اسمانتیک است.

onomastic elements play a crucial role in literature.

عناصر اسمانتیک نقش مهمی در ادبیات ایفا می‌کنند.

the onomastic landscape of the region is diverse.

مناظر اسمانتیک منطقه متنوع است.

many cultures have unique onomastic practices.

فرهنگ‌های بسیاری شیوه‌های اسمانتیک منحصر به فرد دارند.

onomastic studies can enhance our understanding of history.

مطالعات اسمانتیک می‌تواند درک ما را از تاریخ افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید