onsen

[ایالات متحده]/ˈɒn.sen/
[بریتانیا]/ˈɑn.sen/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چشمه آب گرم ژاپنی

عبارات و ترکیب‌ها

hot spring onsen

چشمه آب گرم

traditional onsen

آنسن سنتی

onsen experience

تجربه آنسن

onsen town

شهر آنسن

private onsen

آنسن خصوصی

onsen bath

حمام آنسن

onsen resort

استراحتگاه آنسن

onsen culture

فرهنگ آنسن

onsen facility

امکانات آنسن

family onsen

آنسن خانوادگی

جملات نمونه

we enjoyed a relaxing soak in the onsen.

ما از غوطه‌ور شدن آرام در اونسن لذت بردیم.

the onsen is famous for its healing properties.

اونسن به خاطر خواص درمانی‌اش مشهور است.

after hiking, we visited the onsen to unwind.

بعد از پیاده‌روی، ما برای استراحت به اونسن رفتیم.

the onsen experience was truly unforgettable.

تجربه اونسن واقعاً فراموش‌نشدنی بود.

many tourists flock to the onsen during winter.

بسیاری از گردشگران در زمستان به سمت اونسن هجوم می‌برند.

we booked a private onsen for a romantic evening.

ما یک اونسن خصوصی برای یک شب رمانتیک رزرو کردیم.

the onsen had a stunning view of the mountains.

اونسن منظره‌ای خیره‌کننده از کوه‌ها داشت.

visiting an onsen is a must-do in japan.

بازدید از اونسن یک کار ضروری در ژاپن است.

we soaked in the onsen under the stars.

ما زیر نور ستارگان در اونسن غوطه‌ور شدیم.

onsen etiquette is important to follow.

رعایت آداب و رسوم اونسن مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید