ophidian

[ایالات متحده]/əˈfɪd.i.ən/
[بریتانیا]/əˈfɪd.i.ən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مارها \nn. یک مار
Word Forms
جمعophidians

عبارات و ترکیب‌ها

ophidian species

گونه‌های مار

ophidian venom

سم مار

ophidian behavior

رفتار مار

ophidian anatomy

آناتومی مار

ophidian habitat

زیستگاه مار

ophidian characteristics

ویژگی‌های مار

ophidian enthusiasts

علاقه‌مندان مار

ophidian studies

مطالعات مار

ophidian morphology

مورفولوژی مار

ophidian conservation

حفظ و نگهداری مار

جملات نمونه

he has an ophidian fascination with snakes.

او شیفتگی مار مانند نسبت به مارها دارد.

the ophidian species in the rainforest are diverse.

گونه های مار در جنگل بارانی متنوع هستند.

she studied the ophidian behavior of various reptiles.

او رفتار مار مانند خزندگان مختلف را مطالعه کرد.

ophidian symbolism often appears in ancient cultures.

نمادگرایی مار مانند اغلب در فرهنگ های باستانی ظاهر می شود.

his ophidian expertise made him a sought-after herpetologist.

تخصص او در زمینه مار مانند باعث شد که یک متخصص تک خزندگان مورد تقاضا باشد.

the ophidian exhibit at the zoo attracts many visitors.

نمایشگاه مار مانند در باغ وحش بازدیدکنندگان زیادی را جذب می کند.

ophidian myths are prevalent in many folklore traditions.

افسانه های مار مانند در بسیاری از سنت های فولکلور رایج هستند.

she wore an ophidian-patterned dress to the party.

او یک لباس با طرح مار مانند به مهمانی پوشید.

the documentary focused on ophidian conservation efforts.

مستند بر تلاش های حفاظتی مار مانند تمرکز داشت.

he was fascinated by the ophidian adaptations of desert snakes.

او مجذوب سازگاری های مار مانند ماران صحرا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید