orbitale

[ایالات متحده]/ɔːˈbɪteɪl/
[بریتانیا]/ɔrˈbɪteɪl/

ترجمه

n. پایین ترین نقطه حاشیه مداری
Word Forms
جمعorbitales

عبارات و ترکیب‌ها

orbitale mechanics

مکانیک مداری

orbitale path

مسیر مداری

orbitale dynamics

پویایی مداری

orbitale motion

حرکت مداری

orbitale radius

شعاع مداری

orbitale period

دوره مداری

orbitale stability

پایداری مداری

orbitale altitude

ارتفاع مداری

orbitale inclination

زاویه انحطاط مداری

orbitale transfer

انتقال مداری

جملات نمونه

the electron occupies a specific orbitale in the atom.

الکترون یک اوربیتال خاص را در اتم اشغال می‌کند.

different orbitale types have unique shapes and energies.

انواع مختلف اوربیتال دارای شکل‌ها و انرژی‌های منحصر به فرد هستند.

the 2p orbitale can hold up to six electrons.

اوربیتال 2p می‌تواند تا شش الکترون را در خود جای دهد.

understanding orbitale hybridization is crucial in chemistry.

درک هیبریداسیون اوربیتال در شیمی بسیار مهم است.

the orbitale arrangement influences the chemical properties of elements.

چیدمان اوربیتال بر خواص شیمیایی عناصر تأثیر می‌گذارد.

in quantum mechanics, the concept of orbitale is fundamental.

در مکانیک کوانتومی، مفهوم اوربیتال بنیادی است.

orbitale theory helps explain molecular bonding.

تئوری اوربیتال به توضیح پیوند مولکولی کمک می‌کند.

each atom has a unique set of orbitale configurations.

هر اتم دارای مجموعه ای منحصر به فرد از پیکربندی های اوربیتال است.

electrons fill the lowest energy orbitale first.

الکترون‌ها ابتدا اوربیتال با کمترین انرژی را پر می‌کنند.

the shape of an orbitale can be visualized using 3d models.

می‌توان شکل یک اوربیتال را با استفاده از مدل‌های سه بعدی تجسم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید