organa

[ایالات متحده]/ˈɔːɡənə/
[بریتانیا]/ˈɔrɡənə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارگانون و ارگانوم جمع

عبارات و ترکیب‌ها

organa system

سیستم ارگان

organa donor

اهدای عضو

organa failure

نارسایی عضو

organa transplant

پیوند عضو

organa health

سلامت عضو

organa function

عملکرد عضو

organa specialist

متخصص عضو

organa tissue

بافت عضو

organa disease

بیماری عضو

organa care

مراقبت از عضو

جملات نمونه

organa is known for its beautiful music.

اورگانا به خاطر موسیقی زیبایش شناخته شده است.

the organa family has a rich history.

خانواده اورگانا دارای تاریخچه غنی است.

many people admire organa's leadership skills.

بسیاری از مردم از مهارت های رهبری اورگانا تحسین می کنند.

organa plays a crucial role in the community.

اورگانا نقش مهمی در جامعه ایفا می کند.

organa's dedication to education is commendable.

تعهد اورگانا به آموزش قابل تحسین است.

we should support organa's initiatives for the environment.

ما باید از ابتکارات اورگانا برای محیط زیست حمایت کنیم.

organa has a unique approach to problem-solving.

اورگانا رویکرد منحصر به فردی برای حل مشکلات دارد.

many artists collaborate with organa to create new works.

بسیاری از هنرمندان با اورگانا برای خلق آثار جدید همکاری می کنند.

organa's influence can be seen in various fields.

می توان تأثیر اورگانا را در زمینه های مختلف مشاهده کرد.

we are excited about organa's upcoming projects.

ما در مورد پروژه های آینده اورگانا هیجان زده هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید