organicisms

[ایالات متحده]/ɔːˈɡænɪsɪzəmz/
[بریتانیا]/ɔrˈɡænɪsɪzəmz/

ترجمه

n. موجودات زنده یا موجودات بیولوژیکی; نظریه تغییرات ارگانی

عبارات و ترکیب‌ها

living organicisms

موجودات زنده ارگانیک

organicisms diversity

تنوع ارگانیسم‌ها

microbial organicisms

ارگانیسم‌های میکروبی

organicisms interaction

تعامل ارگانیسم‌ها

organicisms classification

طبقه‌بندی ارگانیسم‌ها

organicisms evolution

تکامل ارگانیسم‌ها

organicisms habitat

زیستگاه ارگانیسم‌ها

aquatic organicisms

ارگانیسم‌های آبزی

organicisms research

تحقیقات در مورد ارگانیسم‌ها

organicisms ecosystem

زیست‌بوم ارگانیسم‌ها

جملات نمونه

organicisms play a crucial role in maintaining ecological balance.

موجودات زنده نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی ایفا می‌کنند.

scientists study organicisms to understand biodiversity.

دانشمندان برای درک تنوع زیستی، موجودات زنده را مطالعه می‌کنند.

organicisms can adapt to various environmental changes.

موجودات زنده می‌توانند با تغییرات محیطی مختلف سازگار شوند.

many organicisms rely on symbiotic relationships for survival.

بسیاری از موجودات زنده برای بقا به روابط همزیستی متکی هستند.

organicisms contribute to the nutrient cycle in ecosystems.

موجودات زنده به چرخه مواد مغذی در اکوسیستم‌ها کمک می‌کنند.

understanding organicisms helps in conservation efforts.

درک موجودات زنده به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

organicisms exhibit a wide range of adaptations.

موجودات زنده طیف گسترده‌ای از سازگاری‌ها را نشان می‌دهند.

research on organicisms can lead to medical advancements.

تحقیقات در مورد موجودات زنده می‌تواند منجر به پیشرفت‌های پزشکی شود.

organicisms interact with their environment in complex ways.

موجودات زنده به روش‌های پیچیده با محیط خود تعامل دارند.

various organicisms are essential for soil health.

موجودات زنده مختلف برای سلامت خاک ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید