orks

[ایالات متحده]/ɔːk/
[بریتانیا]/ɔrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارکستر

عبارات و ترکیب‌ها

work hard

سخت کار کردن

networking event

برگزاری رویداد شبکه

fork in road

چاله در مسیر

orking hours

ساعات کاری

work place

محل کار

teamwork skills

مهارت‌های کار گروهی

work ethic

اخلاق کاری

orkshop session

جلسه کارگاه

work load

بار کاری

homework assignment

وظیفه درسی

جملات نمونه

we need to ork together to finish the project.

ما باید با هم همکاری کنیم تا پروژه را به پایان برسانیم.

she decided to ork part-time while studying.

او تصمیم گرفت در حالی که تحصیل می کرد، به صورت پاره وقت کار کند.

he loves to ork on his car during the weekends.

او عاشق کار روی ماشینش در آخر هفته هاست.

they ork diligently to meet the deadline.

آنها با جدیت تلاش می کنند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.

can you ork out the solution to this problem?

آیا می توانید راه حل این مشکل را پیدا کنید؟

it's important to ork smart, not just hard.

مهم است که باهوش کار کنید، نه فقط سخت.

he plans to ork in the tech industry after graduation.

او قصد دارد پس از فارغ التحصیلی در صنعت فناوری کار کند.

they ork well under pressure during busy seasons.

آنها در فصول شلوغ تحت فشار خوب کار می کنند.

she prefers to ork alone rather than in a team.

او ترجیح می دهد به جای کار در یک تیم، به تنهایی کار کند.

we should ork on improving our communication skills.

ما باید روی بهبود مهارت های ارتباطی خود کار کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید