ormers

[ایالات متحده]/ˈɔːmə/
[بریتانیا]/ˈɔrmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی حلزون دریایی خوراکی؛ صدف این حلزون

عبارات و ترکیب‌ها

former president

رئیس جمهور سابق

former employee

کارمند سابق

former partner

همکار سابق

former student

دانشجوی سابق

former colleague

همکار سابق

former athlete

ورزشکار سابق

former champion

قهرمان سابق

former rival

حریف سابق

former owner

صاحب سابق

former city

شهر سابق

جملات نمونه

he was a former champion in the sport.

او یک قهرمان سابق در این رشته بود.

the former president gave a speech yesterday.

رئیس جمهور سابق دیروز سخنرانی کرد.

she met with her former colleagues at the reunion.

او در دیدار مجدد با همکاران سابق خود ملاقات کرد.

he is a former employee of the company.

او یک کارمند سابق شرکت است.

the former building was demolished last year.

ساختمان سابق سال گذشته تخریب شد.

she often reminisces about her former life.

او اغلب به زندگی سابق خود نوستالژیک است.

he is a former student of this university.

او یک دانشجوی سابق این دانشگاه است.

the former mayor attended the community event.

شهردار سابق در رویداد جامعه شرکت کرد.

she is a former athlete who now coaches.

او یک ورزشکار سابق است که اکنون مربیگری می کند.

his former partner is now living abroad.

همکار سابق او اکنون در خارج از کشور زندگی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید