ornerinesses

[ایالات متحده]/ˈɔːnərinəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɔːrnərinəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن نامتعهد؛ گریزه، ناروشنی یا ایجاد دشواری در آمادگی.

عبارات و ترکیب‌ها

his ornerinesses

پرخاشتگی‌های او

her ornerinesses

پرخاشتگی‌های او

their ornerinesses

پرخاشتگی‌های آن‌ها

morning ornerinesses

پرخاشتگی‌های صبح

childhood ornerinesses

پرخاشتگی‌های کودکی

seasonal ornerinesses

پرخاشتگی‌های فصلی

constant ornerinesses

پرخاشتگی‌های مداوم

daily ornerinesses

پرخاشتگی‌های روزانه

workplace ornerinesses

پرخاشتگی‌های محیط کار

holiday ornerinesses

پرخاشتگی‌های تعطیلی

جملات نمونه

the ornerinesses of the elderly shopkeeper made haggling impossible.

ناراحتی‌های فروشنده باسن حالتی از گفت‌وگو را غیرممکن کرد.

her multiple ornerinesses frustrated her coworkers throughout the project.

ناراحتی‌های متعدد او در طول پروژه همکارانش را خسته کرد.

the committee's various ornerinesses delayed the decision for weeks.

ناراحتی‌های مختلف کمیته تصمیم را به هفته‌ها تاخیر داد.

his constant ornerinesses at meetings became legendary among the staff.

ناراحتی‌های مکرر او در جلسات در میان کارکنان به یک داستان شد.

the dog's ornerinesses included refusing commands and stealing food.

ناراحتی‌های سگ شامل نپذیرفتن فرمان‌ها و ربودن غذا بود.

we tolerated his ornerinesses because he was brilliant at his job.

ما ناراحتی‌های او را تحمل کردیم زیرا او در کارش بسیار باهوش بود.

the team's ornerinesses about minor details nearly derailed the merger.

ناراحتی‌های تیم درباره جزئیات کوچک ترکیب را به خطر انداخت.

her seasonal ornerinesses peaked during winter months.

ناراحتی‌های فصلی او در ماه‌های زمستانی به اوج خود رسید.

the professor's academic ornerinesses made him difficult but respected.

ناراحتی‌های علمی استاد او را دشوار اما مورد احترام قرار داد.

despite his ornerinesses, the children loved their grandfather.

با وجود ناراحتی‌های او، کودکان پدربزرگ خود را دوست داشتند.

the chef's ornerinesses in the kitchen ensured perfect results.

ناراحتی‌های پовар در آشپزخانه نتایج کامل را تضمین کرد.

the old car's mechanical ornerinesses required constant maintenance.

ناراحتی‌های مکانیکی ماشین قدیمی نیاز به تعمیرات مداوم داشت.

the manager's ornerinesses about punctuality were well-known.

ناراحتی‌های مدیر درباره زمان‌بندی به خوبی شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید