osteoid

[ایالات متحده]/ˈɒstɪɔɪd/
[بریتانیا]/ˈɑːstɪɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه استخوان؛ مربوط به یا شبیه یک ماده شبیه استخوان؛ ماده پیش استخوان

عبارات و ترکیب‌ها

osteoid tissue

بافت استوئیدی

osteoid matrix

ماتریکس استوئیدی

osteoid formation

تشکیل استوئید

osteoid cells

سلول‌های استوئیدی

osteoid type

نوع استوئید

osteoid density

چگالی استوئید

osteoid structure

ساختار استوئید

osteoid growth

رشد استوئید

osteoid mineralization

مینرالیزاسیون استوئید

osteoid production

تولید استوئید

جملات نمونه

the osteoid matrix is essential for bone formation.

ماتریکس استوئید برای تشکیل استخوان ضروری است.

researchers study osteoid to understand bone diseases.

محققان استوئید را برای درک بیماری‌های استخوانی مطالعه می‌کنند.

osteoid production increases during the healing process.

تولید استوئید در طول فرآیند بهبودی افزایش می‌یابد.

deficiencies in osteoid can lead to skeletal disorders.

کمبود استوئید می‌تواند منجر به اختلالات اسکلتی شود.

osteoid is primarily composed of collagen fibers.

استوئید عمدتاً از الیاف کلاژن تشکیل شده است.

the presence of osteoid indicates active bone remodeling.

وجود استوئید نشان‌دهنده تغییر شکل فعال استخوان است.

histological examination reveals osteoid in bone samples.

بررسی هیستولوژیکی استوئید را در نمونه‌های استخوان نشان می‌دهد.

osteoid plays a crucial role in mineralization of bones.

استوئید نقش مهمی در معدنی شدن استخوان‌ها دارد.

increased osteoid thickness can indicate certain pathologies.

افزایش ضخامت استوئید می‌تواند نشان‌دهنده برخی از بیماری‌ها باشد.

osteoid formation is a key factor in osteoporosis research.

تشکیل استوئید یک عامل کلیدی در تحقیقات پوکی استخوان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید