osteologies

[ایالات متحده]/ˌɒstɪˈɒlədʒi/
[بریتانیا]/ˌɑːstɪˈɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از زیست‌شناسی که به ساختار و عملکرد استخوان‌ها می‌پردازد؛ مطالعه سیستم اسکلتی

عبارات و ترکیب‌ها

osteology studies

مطالعات در مورد استخوان‌شناسی

osteology methods

روش‌های استخوان‌شناسی

osteology techniques

تکنیک‌های استخوان‌شناسی

osteology research

تحقیقات استخوان‌شناسی

osteology courses

دوره‌های استخوان‌شناسی

osteology experts

متخصصان استخوان‌شناسی

osteology applications

کاربردهای استخوان‌شناسی

osteology field

حوزه استخوان‌شناسی

osteology specimens

نمونه‌های استخوان‌شناسی

osteology analysis

تجزیه و تحلیل استخوان‌شناسی

جملات نمونه

osteology is the study of bones.

استئولوژی مطالعه استخوان‌ها است.

she specializes in human osteology.

او در زمینه استئولوژی انسان تخصص دارد.

osteology provides insights into ancient species.

استئولوژی بینشی در مورد گونه‌های باستانی ارائه می‌دهد.

the osteology lab conducts various experiments.

آزمایشگاه استئولوژی آزمایش‌های مختلفی انجام می‌دهد.

understanding osteology is crucial for paleontologists.

درک استئولوژی برای دیرینه‌شناسان بسیار مهم است.

he wrote a book on comparative osteology.

او کتابی در مورد استئولوژی تطبیقی ​​نوشت.

osteology helps in forensic investigations.

استئولوژی به تحقیقات پزشکی قانونی کمک می‌کند.

students learn osteology in their anatomy courses.

دانشجویان استئولوژی را در دوره‌های آناتومی خود می‌آموزند.

osteology can reveal information about diet and health.

استئولوژی می‌تواند اطلاعاتی در مورد رژیم غذایی و سلامتی آشکار کند.

many museums feature exhibits on osteology.

بسیاری از موزه‌ها نمایشگاه‌هایی در مورد استئولوژی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید