osteotomy

[ایالات متحده]/ˌɒstɪˈɒtəmi/
[بریتانیا]/ˌɑːstɪˈɑːtəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عمل جراحی که در آن یک استخوان بریده می‌شود تا کوتاه شود یا تراز آن تغییر کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

knee osteotomy

اوزئوتومی زانو

osteotomy procedure

روش اوزئوتومی

pelvic osteotomy

اوزئوتومی لگن

osteotomy surgery

جراحی اوزئوتومی

femoral osteotomy

اوزئوتومی فمورال

osteotomy recovery

بهبودی پس از اوزئوتومی

osteotomy technique

تکنیک اوزئوتومی

osteotomy complications

عوارض اوزئوتومی

osteotomy indications

نشانه‌های اوزئوتومی

ankle osteotomy

اوزئوتومی مچ پا

جملات نمونه

osteotomy is often performed to correct bone deformities.

اوتوتومی اغلب برای اصلاح بدشکلی‌های استخوان انجام می‌شود.

the surgeon recommended an osteotomy for the patient's knee pain.

جراح یک اوتوتومی را برای درد زانو بیمار توصیه کرد.

after the osteotomy, the patient will need physical therapy.

پس از اوتوتومی، بیمار به فیزیوتراپی نیاز خواهد داشت.

osteotomy can help improve joint function and mobility.

اوتوتومی می‌تواند به بهبود عملکرد و تحرک مفصل کمک کند.

recovery time after an osteotomy varies from person to person.

زمان بهبودی پس از اوتوتومی از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

complications from osteotomy are rare but can occur.

عوارض ناشی از اوتوتومی نادر است اما ممکن است رخ دهد.

pre-operative assessments are crucial before an osteotomy.

ارزیابی‌های قبل از عمل قبل از اوتوتومی بسیار مهم هستند.

osteotomy is a common procedure in orthopedic surgery.

اوتوتومی یک روش معمول در جراحی ارتوپدی است.

patients should discuss the risks of osteotomy with their doctor.

باید خطرات اوتوتومی را با پزشک خود در میان بگذارند.

osteotomy may be necessary for severe arthritis cases.

ممکن است در موارد آرتریت شدید، اوتوتومی ضروری باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید