or otherwise
یا در غیر این صورت
and otherwise
و در غیر این صورت
otherwise than
غیر از
be quite otherwise engaged
بسیار مشغول باشید
an otherwise logical mind.
یک ذهن منطقی در غیر این صورت
except as otherwise herein provided
به جز در غیر این صورت که در اینجا پیشبینی شده است
the only blot on an otherwise clean campaign.
تنها لکه در یک کمپین در غیر این صورت تمیز.
I told him I was otherwise engaged.
به او گفتم که من درگیر بودم.
pockets of unemployment in an otherwise affluent society.
مناطقی با بیکاری در یک جامعه مرفه.
a rare moment of inspiration in an otherwise dull display.
یک لحظه نادر الهام در یک نمایش کسل کننده در غیر این صورت.
all the staff were otherwise engaged.
همه کارکنان مشغول بودند.
Otherwise I might have helped.
در غیر این صورت، شاید کمک میکردم.
a flaw in an otherwise perfect character
یک نقص در شخصیتی که در غیر این صورت کامل است
It was necessary to discover the truth or otherwise of these statements.
لازم بود حقیقت یا نادرستی این اظهارات کشف شود.
He is noisy, but otherwise a nice boy.
او پر سر و صداست، اما در غیر این صورت پسر خوبی است.
The soup was cold, but it was otherwise an excellent meal.
سوپ سرد بود، اما در غیر این صورت، یک وعده غذایی عالی بود.
I could not do otherwise than laugh.
نمیتوانستم جز اینکه بخندم.
Otherwise, inundation would ensue to our dismay.
در غیر این صورت، سیلاب به ناراحتی ما منجر می شود.
we enter a field of vision we could not otherwise apprehend.
ما وارد یک حوزه دید میشویم که در غیر این صورت نمیتوانستیم درک کنیم.
he conjectured the existence of an otherwise unknown feature.
او حدس زد وجود یک ویژگی ناشناخته دیگر.
this kick can curl around an otherwise effective guard.
این ضربه میتواند دور یک نگهبان مؤثر در پیچ و تاب بخورد.
an otherwise totally black cat with a single white whisker.
یک گربه کاملاً سیاه که در غیر این صورت دارای یک سبیل سفید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید