otic

[ایالات متحده]/ˈəʊtɪk/
[بریتانیا]/ˈoʊtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به گوش

عبارات و ترکیب‌ها

otic device

وسیله گوش

otic medication

داروی گوش

otic solution

محلول گوش

otic drops

قطره گوش

otic examination

معاینه گوش

otic surgery

جراحی گوش

otic symptoms

علائم گوش

otic health

سلامت گوش

otic disorders

اختلالات گوش

otic care

مراقبت از گوش

جملات نمونه

she has an otic condition that requires regular check-ups.

او یک مشکل گوش دارد که نیاز به معاینات منظم دارد.

the otic nerve plays a crucial role in hearing.

عصب گوش در شنوایی نقش حیاتی ایفا می‌کند.

he was diagnosed with an otic infection last week.

هفته گذشته به او عفونت گوش تشخیص داده شد.

otic medications can help alleviate the symptoms.

داروهای گوش می‌توانند به تسکین علائم کمک کنند.

she is studying otic anatomy in her medical class.

او آناتومی گوش را در کلاس پزشکی خود مطالعه می‌کند.

the doctor explained the otic examination process.

پزشک فرآیند معاینه گوش را توضیح داد.

he experienced otic discomfort after the concert.

او بعد از کنسرت ناراحتی گوش را تجربه کرد.

otic health is essential for overall well-being.

سلامت گوش برای سلامت کلی ضروری است.

she received otic therapy to improve her hearing.

او برای بهبود شنوایی خود تحت درمان گوش قرار گرفت.

the otic specialist recommended a hearing aid.

متخصص گوش سمعک را توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید