ourselves
ما را خودمان
Ours are on the table.
مالمان روی میز هستند.
ours was the ugliest house on the block.
خانه ما زشتترین خانه در محله بود.
this chat of ours is strictly between us.
این گفتگو فقط بین ماست.
This land is ours by right of conquest.
این سرزمین به حق فتح از ماست.
Their school challenged ours to a football match.
مدرسه آنها با ما برای یک مسابقه فوتبال به چالش کشید.
There isn't much correspondence beween their views and ours!
تطابق کمی بین نظرات آنها و ما وجود ندارد!
Their team really whipped ours at football.
تیم آنها واقعاً ما را در فوتبال شکست داد.
They fulfilled their work ahead of time as we did ours.
آنها کار خود را زودتر از موعد انجام دادند، همانطور که ما هم انجام دادیم.
Their children study hard while ours never study.
فرزندان آنها سخت درس می خوانند در حالی که فرزندان ما هرگز درس نمی خوانند.
In the west some people think that ours is an age marked by a strong movement toward materialism.
در غرب، برخی افراد فکر می کنند که دوران ما دورانی است که با جنبش قوی به سمت مادی گرایی مشخص می شود.
strategies like ours can be numbered on the fingers of one hand.
استراتژیهایی مانند ما را میتوان بر روی انگشتان یک دست شمرد.
Fill the savarin moulds with yogurt mixture. Keep in refrigerator for at least 4 ours or until the mixture is set.
قالب های ساوارین را با مخلوط ماست پر کنید. حداقل 4 ساعت یا تا زمانی که مخلوط سفت شود در یخچال نگه دارید.
That politician is too closely identified with the former government to become a minister in ours.
آن سیاستمدار بیش از حد با دولت سابق مرتبط است تا بتواند در دولت ما وزیر شود.
"If your team lose the game ours will lose it too, so we're both in the same boat."
اگر تیم شما بازی را ببازد، ما هم آن را می بازیم، بنابراین ما هر دو در یک وضعیت هستیم.
Johns,POther Schools and Ours 0Comparative Studies for Today. London: Holt Rinehart and Winston.
جانز، مدارس دیگر و مدارس ما 0مطالعات تطبیقی برای امروز. لندن: هولت راینهارت و وینستون.
For costly company serve is ours honoured. Zealousness welcome hugeness consumer presence supervise, palaver and speak for.
برای شرکت گرانقیمت، خدمت ما مورد احترام است. اشتیاق، استقبال، عظمت، حضور مصرفکننده، نظارت، صحبت و صحبت کردن.
The shame is not ours to hold.
شرم از ما نیست که آن را نگه داریم.
منبع: Listening DigestThat little one right there, she`s ours.
آن کودک کوچک آنجا، او متعلق به ماست.
منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation" They're not ours, " said Peter doubtfully.
" آنها متعلق به ما نیستند،" پیتر با تردید گفت.
منبع: The Lion, the Witch and the WardrobeOh, come on! We all told you ours.
بیا! همه به شما گفتیم که متعلق به ماست.
منبع: Modern Family - Season 10" No, we can't. It isn't ours any more."
نه، ما نمی توانیم. دیگر متعلق به ما نیست.
منبع: Selected Short Stories of Hemingway" And they were ours, ours! and now they are gone" .
و آنها متعلق به ما بودند، متعلق به ما! و اکنون آنها رفته اند.
منبع: Peter PanYeah, you know that case that you said was not ours?
بله، شما می دانید آن پرونده ای که شما گفتید متعلق به ما نیست؟
منبع: English little tyrantTell them the money isn't ours.
به آنها بگویید که پول متعلق به ما نیست.
منبع: Tiger and Leopard: The Little Overlord (Original Soundtrack)Yeah, yeah, ours is so much more eloquent.
بله، بله، متعلق به ما بسیار پرحرف تر است.
منبع: Learning charging stationWe'll try telling them again. It's our job. The money isn't ours.
سعی می کنیم دوباره به آنها بگوییم. این کار ماست. پول متعلق به ما نیست.
منبع: Tiger and Leopard: The Little Overlord (Original Soundtrack)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید