ousters

[ایالات متحده]/[ˈaʊstəz]/
[بریتانیا]/[ˈaʊstərz]/

ترجمه

n. فردی که از یک موقعیت یا شغل خارج شده است؛ فردی که اخراج یا بیرون کشیده شده است.
v. فردی را از یک موقعیت یا شغل خارج کردن؛ از یک مکان یا موقعیت برداشتن.

جملات نمونه

we enjoyed a platter of fresh oysters with lemon and hot sauce.

ما یک پلاتر ماهی گوشتی تازه با لیمو و سس گرم را لذت بردیم.

the restaurant is known for its excellent oyster selection.

این رستوران به دلیل انتخاب بسیار خوب ماهی گوشتی معروف است.

she shucked the oysters quickly and efficiently.

او ماهی گوشتی را به سرعت و به طریق کارآمدی پوست کرد.

oysters are a delicacy enjoyed around the world.

ماهی گوشتی یک گوشت خوشمزه است که در سراسر جهان لذت برده می‌شود.

he ordered a dozen oysters on the half shell.

او یک دزد ماهی گوشتی روی پوست نیم‌پوستی سفارش داد.

the oyster farm is located in a protected bay.

کشتارگاه ماهی گوشتی در یک خلیج محافظت شده قرار دارد.

they harvested oysters from the seabed.

آنها ماهی گوشتی را از کف دریا جمع‌آوری کردند.

oysters thrive in saltwater environments.

ماهی گوشتی در محیط‌های آب شور به خوبی رشد می‌کنند.

the chef prepared a creamy oyster stew.

شکیف یک کاسه غذای ماهی گوشتی شیرین تهیه کرد.

oysters are a good source of zinc and iron.

ماهی گوشتی منبع خوبی از رویا و آهن است.

we searched for the best oysters at the market.

ما در بازار به دنبال بهترین ماهی گوشتی بودیم.

the tide brought in a bounty of oysters.

موج‌ها مقدار زیادی ماهی گوشتی را به ساحل آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید