| جمع | outboards |
outboard motor
موتور قوای آبی
outboard engine
موتور قوای آبی
outboard boat
قایق موتوری
outboard propeller
پروانه قوای آبی
outboard motorboat
قایق موتوری
the controls are placed just outboard of the wheel.
کنترلها درست خارج از فرمان قرار دارند.
The boat was equipped with an outboard motor.
کشتی مجهز به یک موتور قوای محرکه بود.
He spent the afternoon tinkering with the outboard engine.
او بعد از ظهر را با تعمیر موتور قوای محرکه گذراند.
The fisherman relied on his outboard motor to navigate the waters.
ماهیگیر برای پیمایش آبها به موتور قوای محرکه خود متکی بود.
She steered the small boat with the outboard tiller.
او قایق کوچک را با کمک فرمان قوای محرکه هدایت کرد.
The outboard motor sputtered to life after a few tries.
موتور قوای محرکه پس از چند تلاش به کار افتاد.
They decided to upgrade to a more powerful outboard motor.
آنها تصمیم گرفتند به یک موتور قوای محرکه قوی تر ارتقا دهند.
The mechanic checked the outboard motor for any issues.
مکانیک موتور قوای محرکه را برای هر گونه مشکل بررسی کرد.
The outboard motor was securely fastened to the back of the boat.
موتور قوای محرکه به طور ایمن به عقب قایق متصل شده بود.
The fisherman started the outboard motor and headed out to sea.
ماهیگیر موتور قوای محرکه را روشن کرد و به سمت دریا حرکت کرد.
She had to replace the worn-out outboard propeller.
او مجبور شد پروانه قوای محرکه کهنه را تعویض کند.
outboard motor
موتور قوای آبی
outboard engine
موتور قوای آبی
outboard boat
قایق موتوری
outboard propeller
پروانه قوای آبی
outboard motorboat
قایق موتوری
the controls are placed just outboard of the wheel.
کنترلها درست خارج از فرمان قرار دارند.
The boat was equipped with an outboard motor.
کشتی مجهز به یک موتور قوای محرکه بود.
He spent the afternoon tinkering with the outboard engine.
او بعد از ظهر را با تعمیر موتور قوای محرکه گذراند.
The fisherman relied on his outboard motor to navigate the waters.
ماهیگیر برای پیمایش آبها به موتور قوای محرکه خود متکی بود.
She steered the small boat with the outboard tiller.
او قایق کوچک را با کمک فرمان قوای محرکه هدایت کرد.
The outboard motor sputtered to life after a few tries.
موتور قوای محرکه پس از چند تلاش به کار افتاد.
They decided to upgrade to a more powerful outboard motor.
آنها تصمیم گرفتند به یک موتور قوای محرکه قوی تر ارتقا دهند.
The mechanic checked the outboard motor for any issues.
مکانیک موتور قوای محرکه را برای هر گونه مشکل بررسی کرد.
The outboard motor was securely fastened to the back of the boat.
موتور قوای محرکه به طور ایمن به عقب قایق متصل شده بود.
The fisherman started the outboard motor and headed out to sea.
ماهیگیر موتور قوای محرکه را روشن کرد و به سمت دریا حرکت کرد.
She had to replace the worn-out outboard propeller.
او مجبور شد پروانه قوای محرکه کهنه را تعویض کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید