outbreaks

[ایالات متحده]/ˈaʊtbreɪks/
[بریتانیا]/ˈaʊtbreɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موارد وقوع یا افزایش ناگهانی

عبارات و ترکیب‌ها

health outbreaks

شیوع بیماری‌ها

disease outbreaks

شیوع بیماری

outbreaks response

پاسخ به شیوع

outbreaks management

مدیریت شیوع

outbreaks control

کنترل شیوع

outbreaks investigation

بررسی شیوع

outbreaks reporting

گزارش‌دهی شیوع

outbreaks monitoring

نظارت بر شیوع

outbreaks prevention

جلوگیری از شیوع

outbreaks alert

هشدار شیوع

جملات نمونه

there have been several outbreaks of the flu this season.

در این فصل، موارد متعددی از بروز بیماری آنفولانزا وجود داشته است.

the government is preparing for potential outbreaks of disease.

دولت در حال آماده‌سازی برای بروزهای احتمالی بیماری است.

outbreaks of violence can disrupt community safety.

برخوردها خشونت‌آمیز می‌تواند امنیت جامعه را مختل کند.

health officials are monitoring outbreaks closely.

مسئولان بهداشت به دقت در حال نظارت بر شیوع هستند.

outbreaks of pests can damage crops significantly.

شیوع آفات می‌تواند به طور قابل توجهی به محصولات آسیب برساند.

the recent outbreaks have raised concerns among citizens.

شیوع اخیر نگرانی‌ها را در بین شهروندان برانگیخته است.

scientists are studying the causes of outbreaks in various regions.

دانشمندان در حال بررسی علل شیوع در مناطق مختلف هستند.

preventing outbreaks requires a coordinated response.

جلوگیری از شیوع نیاز به یک واکنش هماهنگ دارد.

outbreaks often lead to increased public health measures.

شیوع اغلب منجر به افزایش اقدامات بهداشت عمومی می‌شود.

education is key to preventing future outbreaks.

آموزش برای جلوگیری از شیوع‌های آینده کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید