outdistancing

[ایالات متحده]/aʊtˈdɪstənsɪŋ/
[بریتانیا]/aʊtˈdɪstənsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراتر رفتن از نظر فاصله یا دستاورد

عبارات و ترکیب‌ها

outdistancing competitors

پیشی گرفتن بر رقبا

outdistancing rivals

پیشی گرفتن از رقیبان

outdistancing expectations

پیشی گرفتن از انتظارات

outdistancing others

پیشی گرفتن از دیگران

outdistancing performance

پیشی گرفتن از عملکرد

outdistancing trends

پیشی گرفتن از روندها

outdistancing benchmarks

پیشی گرفتن از استانداردهای مقایسه‌ای

outdistancing limits

عبور از محدودیت‌ها

outdistancing goals

عبور از اهداف

outdistancing standards

عبور از استانداردهای

جملات نمونه

the athlete is outdistancing all his competitors.

ورزشکار از تمام رقبای خود پیشی می‌گیرد.

she is outdistancing her previous records.

او از رکوردهای قبلی خود پیشی می‌گیرد.

outdistancing the challenges, he achieved his goals.

با پشت سر گذاشتن چالش‌ها، او به اهداف خود دست یافت.

technology is outdistancing traditional methods.

فناوری روش‌های سنتی را پشت سر گذاشته است.

they are outdistancing expectations with their performance.

آنها با عملکرد خود از انتظارات فراتر می‌روند.

the new model is outdistancing its rivals in sales.

مدل جدید در فروش از رقبای خود پیشی می‌گیرد.

he is outdistancing his peers in academic achievements.

او در دستاورد‌های علمی از همسالان خود پیشی می‌گیرد.

outdistancing previous innovations, the invention is groundbreaking.

با پشت سر گذاشتن نوآوری‌های قبلی، این اختراع پیشگامانه است.

outdistancing the crowd, she won the race.

با پشت سر گذاشتن جمعیت، او مسابقه را برد.

the company is outdistancing its competitors in technology.

شرکت در فناوری از رقبای خود پیشی می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید