outfitting

[ایالات متحده]/ˈaʊtfɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈaʊtfɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تجهیز یا تأمین با موارد ضروری
n. فرآیند فراهم کردن تجهیزات یا لباس

عبارات و ترکیب‌ها

outfitting gear

تجهیزات راه‌اندازی

outfitting team

تیم راه‌اندازی

outfitting supplies

تدارکات راه‌اندازی

outfitting services

خدمات راه‌اندازی

outfitting kits

کیت‌های راه‌اندازی

outfitting solutions

راهکارهای راه‌اندازی

outfitting options

گزینه‌های راه‌اندازی

outfitting checklist

لیست بررسی راه‌اندازی

outfitting process

فرآیند راه‌اندازی

outfitting budget

بودجه راه‌اندازی

جملات نمونه

outfitting a new office can be quite expensive.

راه‌اندازی یک دفتر جدید می‌تواند بسیار پرهزینه باشد.

they are outfitting their team with the latest technology.

آنها در حال تجهیز تیم خود با آخرین فناوری‌ها هستند.

the outfitting of the expedition was completed ahead of schedule.

تجهیزات экспедиция زودتر از موعد به پایان رسید.

outfitting a boat requires careful planning and resources.

تجهیز یک قایق نیاز به برنامه‌ریزی و منابع دقیق دارد.

she is responsible for outfitting the new recruits.

او مسئول تجهیز سربازان جدید است.

outfitting a classroom involves selecting the right furniture.

تجهیز یک کلاس درس شامل انتخاب مبلمان مناسب است.

the outfitting process took longer than expected.

فرآیند تجهیز بیشتر از حد انتظار طول کشید.

he specializes in outfitting outdoor adventure gear.

او در تجهیز وسایل ماجراجویی فضای باز تخصص دارد.

outfitting a film set requires attention to detail.

تجهیز یک صحنه فیلمبرداری نیاز به توجه به جزئیات دارد.

they are outfitting their home with smart technology.

آنها در حال تجهیز خانه خود با فناوری هوشمند هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید