outflanked

[ایالات متحده]/aʊtˈflæŋkt/
[بریتانیا]/aʊtˈflæŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از بیرون احاطه کردن یا محاصره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

outflanked position

موقعیت دور زده

outflanked enemy

دشمن دور زده

outflanked forces

نیروهای دور زده

outflanked troops

گردان‌های دور زده

outflanked defenses

دفاع‌های دور زده

outflanked strategy

استراتژی دور زده

outflanked flank

طاقچه دور زده

outflanked maneuver

مانور دور زده

outflanked line

خط دور زده

outflanked unit

واحد دور زده

جملات نمونه

the enemy was outflanked by our strategic maneuvering.

دشمن با مانور استراتژیک ما دور زده شد.

our team was outflanked during the match, leading to a loss.

در طول مسابقه، تیم ما دور زده شد که منجر به باخت شد.

the general realized they had been outflanked and adjusted the battle plan.

ژنرال متوجه شد که آنها دور زده شده اند و طرح نبرد را تنظیم کرد.

in chess, if you are outflanked, it can be difficult to recover.

در شطرنج، اگر دور زده شوید، ممکن است بازیابی آن دشوار باشد.

the company was outflanked by competitors offering better prices.

شرکت توسط رقبای ارائه دهنده قیمت های بهتر دور زده شد.

they outflanked their rivals by launching a new product first.

آنها با راه اندازی یک محصول جدید، رقبای خود را دور زدند.

during the negotiation, he felt outflanked by the other party's tactics.

در طول مذاکره، او احساس کرد که توسط تاکتیک های طرف مقابل دور زده شده است.

the soldiers were outflanked and had to retreat to a safer position.

سربازان دور زده شدند و مجبور به عقب نشینی به یک موقعیت امن تر شدند.

outflanked by new regulations, the company had to adapt quickly.

شرکت با توجه به مقررات جدید که دور زده شده بود، مجبور به سازگاری سریع شد.

they managed to outflank the opposition with clever tactics.

آنها با تاکتیک های زیرکانه توانستند مخالفان را دور بزنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید