maneuvered

[ایالات متحده]/məˈnuːvə/
[بریتانیا]/məˈnuːvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به صورت ماهرانه حرکت دادن یا دستکاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

maneuvered carefully

با دقت مانور داد

maneuvered swiftly

به سرعت مانور داد

maneuvered around

اطراف آن مانور داد

maneuvered expertly

به طور ماهرانه مانور داد

maneuvered strategically

به طور استراتژیک مانور داد

maneuvered smoothly

به طور روان مانور داد

maneuvered deftly

به طور چابک مانور داد

maneuvered skillfully

با مهارت مانور داد

maneuvered quickly

به سرعت مانور داد

maneuvered cautiously

با احتیاط مانور داد

جملات نمونه

she skillfully maneuvered through the crowded streets.

او به طرز ماهرانه ای از میان خیابان های شلوغ عبور کرد.

the driver maneuvered the car into a tight parking space.

راننده ماشین را به یک فضای پارک تنگ هدایت کرد.

he maneuvered the conversation to avoid sensitive topics.

او مکالمه را به گونه ای هدایت کرد تا از پرداختن به موضوعات حساس اجتناب کند.

the athlete maneuvered around his opponents with ease.

ورزشکار به راحتی از حریفان خود عبور کرد.

she maneuvered her way through the obstacles on the course.

او با عبور از موانع مسیر، راه خود را باز کرد.

the pilot maneuvered the plane to avoid turbulence.

خلبان هواپیما را برای جلوگیری از تلاطم هدایت کرد.

they maneuvered their strategy to gain a competitive edge.

آنها استراتژی خود را به گونه ای هدایت کردند تا از مزیت رقابتی برخوردار شوند.

he expertly maneuvered the drone through the trees.

او به طور ماهرانه پهپاد را از میان درختان هدایت کرد.

the chess player maneuvered his pieces for a checkmate.

بازیکن شطرنج مهره های خود را برای مات کردن حریف هدایت کرد.

she maneuvered her way to the front of the line.

او راه خود را به جلوی صف باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید